بخاری

می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق...

بخاری

می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق...

من به خاطر مدرنیته عصبانی هستم. به خاطر اینکه مدرن شده ام عصبانی هستم. به خاطر گوشی موبایلم، لپ تاپم، لباس هایم، زندگی ام و همه چیز به روزم عصبانی هستم.
کتمان نمی کنم که مدرنیته مبدأ خیرخواهانه ای داشت. شاید آمده بود خیش را تبدیل به تراکتور کند یا نفت را تبدیل به برق و باد و خورشید یا ذغال را تبدیل به اسب بخار یا پشم را تبدیل به پارچه. شاید آمده بود نگذارد گردن آدم ها به خاطر عقیده شان زیر گیوتین برود یا اجازه ندهد همه اهالی یک منطقه باهم به دلیل یک بیماری بمیرند یا ـ به همین وضوح باید بگویم که ـ کمک کند زندگی برخی انسان ها در خانه، با زندگی یک اسب در آغل فرق داشته باشد. این باید مدرنیته می بود. این مدرنیته خیلی خوب بود. این مدرنیته ذهن و روح انسان را دوست داشت. این مدرنیته در برابر جسم انسان، مودب بود. ما مدرنیته را با آغوش باز پذیرفتیم.
ولی حالا چیز «مدرن» اساسا چیز خیرخواهانه ای نیست و در حال حاضر دنیای ما مدرن نمی شود که بهتر شود؛ بلکه مدرن می شود که جدید شده باشد. و این دور منطقی باطلی است که ملتفتید حتما. با در نظر گرفتن چنین کاربرد شگرفی برای مدرنیته، مسئله کاملا متفاوت است. دیگر کارمان به جایی رسیده که مدرنیته «به هر قیمتی» دارد ما را «به روز» می کند.
بله ما به روز شده ایم و من مثل خیلی های دیگر از تبعات این زندگی به روز، عصبانی هستم. و البته این متن دلیل دیگری دارد. بخاطر این دارم این متن را می نویسم که بگویم مدرنیته چیزی بیشتر از ذهنیات ماست. می خواهم توضیح بدهم که مدرنیته تبعاتش فقط این نیست که غذاهای محلی و بومی مان را تبدیل به فست فود کند، یا دید و بازدید مان را تبدیل به ویدئوچت کند، یا جشن تولدمان را تبدیل به جشن پیامک کند، یا آشپزخانه مان را تبدیل به ویترین کند، یا لباس مان را تبدیل به «چیز نامعلومی» کند، یا شوخی هایمان را ـ به بهانه ی مسخره ی خودمانی بودن ـ تبدیل به فحش کند. دارم این متن را می نویسم که بگویم مدرنیته تبعاتش خیلی بیشتر از آن است که محدودش کنیم به این ها که مثلا فلان پسرمان شلوار غواصی صورتی پوشیده و فلان دخترمان نمره کفشش پنجاه است. که این مثلا گنگ است ـ بر وزن ننگ، مخفف gangster ـ و آن یکی تین است ـ بر وزن زین، مخفف teenager ـ و هردوی شان High Class شده اند و mood شان happy است و زندگی شان funny . دارم می گویم جدیدا خود مدرنیته هم به روز شده. دیگر شعار نمی دهد که «شجاع باش» و «به سرنوشت اعتماد کن» و «ریسک پذیر باش». دیگر پچ پچ نمی کند که «کلیشه ها را تغییر بده» و «پادشاه زندگی ات باش» و «همه چیز را خودت امتحان کن». دیگر هرجا نمی نشیند نمی گوید«به شانس متعهد باش» و «همه ی حرف ها هرچه که باشند نظرند و خوب اند.»
این متن را می نویسم نه به خاطر برشمردن تبعات مدرنیته. بلکه به این دلیل که  می خواهم اطلاع بدهم مدرنیته مال جاهلان و غافلان و غربزده ها و جوگیرشده ها نیست. مدرنیته ی امروز، مدرن تر از این حرف هاست. اتفاقا مال خود ماست. مدرنیته دقیقا هم اتاق ذهن من و تو شده وقتی قرآن خدا را باز می کنیم، و درونش دنبال «یک چیز به درد بخور» می گردیم؛ مدرنیته سوار ذهن ماست وقتی بعضی آیات را «سرسری» می خوانیم چون «تکراری» اند، و سرعتی ردشان می کنیم تا به آیاتی برسیم که «بیشتر تاثیر می گذارند.»
خواستم بگویم عصبانی هستم؛ چون ما مدرنیم، و به آیات خدا می گوییم «کلیشه.»

 

+ کامنتهای زیر این پست، مهم اند.

+ اینجا هم.

  • ...:: بخاری ::...

نظرات  (۴۷)

:((((((((((((((((((((
الان هیچ چیز نمیتونم بگم!!!!!!!!!!!!!
:((((((((((((((((((((
پاسخ:
دیدی؟؟؟؟
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به جابر:
    (چرا خصوصی؟)
    آره خب من می تونم ادعای فهم95 درصدشو داشته باشم. البته نمی دونم خوشبختانه یا متاسفانه.
    نه مدرنیته البته با این توصیفات شما ، نه گشتن دنبال آیه ی خودت ، همون آیه قشنگه تو قرآن هیچ کدومش بد نیست.
    البته از این گنگ و تین بازیا ، لوس بازیا ، بی مزه بازیا ، وقتی شورش در میاد حالم به هم می خوره
    پاسخ:
    حرف من همون شور در اومده قضیه بود.
    آیه قرآن وقتی به دو دسته قشنگ و غیر قشنگ، یا کمتر قشنگ و بیشتر قشنگ تقسیم میشن، ینی بدون شورش دراومده.

    یادمه تو یکی از کتابای مرحوم سید حسن حسینی(همون رفیق شفیق قیصر امین پور) فک می کنم تو کتاب براده ها، ی جمله خیلی کامل و قشنگ درباره مکتب هنر برای هنر خوندم.
    نوشته بود هنر برای هنر یعنی نردبان برای نردبان.

    مدرنیته برای جدید شدن ینی به روز شدن برای تجدد. این ینی شورش دیگه دراومده. حالم داره بهم میخوره.
  • محمد حسین خانی کوثرخیزی
  • ممنون
    پاسخ:
    قابلی نداشت.
    التماس دعا

  • "یک من دیگر"
  • نظراتم ثبت نمیشه؟ اونجا هم ثبت نشد؟
    پاسخ:
    چرا. این یکی که ثبت شد.
    اگه نظراتت صبت نمیشه می تونی مث من نظر بزاری. من امتحان کردم جواب داده. اولن که تو نظراتت به هیچ وجه از کپی پیست استفاده نکن. چون سیستم تو رو اسپم معرفی میکنه(بلاگفا). و اینکه آدرس تو قسمت آدرس های ایمیل و بلاگ تو کامنت نزار. اینجوری درست میشه.

    آفرین آفرین خیلی خوب بود :)
    خیلی وقته مدرنیته رخنه کرده و داره یواش یواش پیش میره مثل پیشرفت یه مرض بد.. و الان به قول تو شورش در اومده یه جوری که دیگه خودمون نمی دونیم چی می خوایم!!
    شاید هم دنبال مدرن بودیم افتادیم تو خط تجمل ... این داره نابود می کنه!!
    پاسخ:
    تجمل به نظرم ی برداشت غلط از مدرنیته است. یا یکی از نتایج مضر مدرنیته است. اما ما کللن اشتباه گرفتیم. چون داریم از تجمل به عنوان ی ابزار برای مدرنیته استفاده می کنیم. دلیلیشم به نظر همونه که گفتم. چون میخوایم مدرن شیم که مدرن شده باشیم. پس به هر قیمتی....
    باید بگم مخ ما به جای اینکه پیشرفت کنه پسرفت کرده که معانی متعالی قرآن رو متوجه نمیشیم و دنبال یه چیز تازه میگردیم!
    منم عصبانی ام! وقتی همه تنهایی شون رو به جای آدمها با موبایل و لپ تاپ و تبلتشون پر میکنن! وقتی همه توقع دارن نیاز به محبت با یه پیامک و یه کامنت و یه pm پر بشه! وقتی همه به دنبال چیز نامعلومی مدام در تلاش و تکاپو ان و مصرانه به دنبال خوشبختی ان در حالی که نمیدونن خوشبختی همین لحظاتیه که کنار عزیزانشونن و احمقانه اون لحظات رو به همون چیز نامعلوم ترجیح میدن و فکر میکنن حالا وقت هست در حالی که نیست!
    پاسخ:
    دعا کنین واس دلای خودمون. ی چیزی بم میگه ناخواسته خودمونم داریم میریم سمت همین حال.

    بخاری :)با همه ی متنت موافقم؛مخصوصا اونجایی که تولد مجازی و اینا بود ودردناک ترینش اینه که آیات خدارو کلیشه میگن!وای خدای من؛دردناک ترینش بود بخاری:(
    پاسخ:
    درد داره.مداد مغزیم می گفت. دردش همینه.
    درد دارد...
    پاسخ:
    آره دیگه...

    موفق باشی
    پاسخ:
    ان شالله.
    شما نیز.

    پست خوبی بود.

    دست مریزاد.

    من فک می کنم یه چیزایی با مدرنیته کم رنگ نمیشه

    اگه شد بگردیم تو خودمون ببینیم چی رو اشتباه فهمیدیم؟کجای کار می لنگه؟

    بگو خب!

    پاسخ:
    آره خب :)

    در حالت کلی اگه بخوام در ادامه متنم حرف بزنم، باید بگم اگه ما بگردیم میبینیم اولین چیزی که کم رنگ شده هدف مدرنیته است. اگه مدرنیته فهمیده می شد که دیگه تبعاتش این نبود، و نیز اگه ما خودمون رو فراموش نمی کردیم که وضعیت این شکلی نبود.

    ممنون از حضورتون :)))
    متن خوبی بود. دغدغه خوبی بود در واقع. تمام مشکلات از اونجایی شروع شد که یکسری الفاظ رو که در برابر مدرنیته استعمال می شد رو به قباحت کشوندن.
    مثل سنتیّ، متحجرّ. جامعه ی امروز، والبته جوان ترها، از ترس مصداق شدن برای این الفاظ رو به یک مدرنیته آوردن. در واقع علت اصلی رو آوردن به مدرنیته خودش نبود، بلکه فرار از سنّت بود. خب وقتی یک مسئله رو برای خودش نخواید، خوب هم بهش نمی پردازید. دچار تحریف میشه. طبیعتا این علت روآوری جامعه به مدرنیته نتایج بدی داره. افراد زیادی در چنین جامعه ای کارها رو برای پرستیژش انجام میدن. برای اینکه نشون بدن متحجّر نیستن نه برای اهداف اصلیشون. فلسفه رو نه برای نفس کشیدن که برای ژست گرفتن می خونن. مسئله موسیقی و دود و دم هم به همین شکل.
    شیوع و فراگیری نقش عمده ای تو مسائل داره. مثلا تو اقتصاد میگن انتظار افزایش توسط مردم، یک عامل مهم برای افزایش قیمت هاست. خب یک عده برای اینکه به اهدافشون برسن در جامعه التهاب ایجاد میکنن. مثلا مسخره کردن یک چیز"ولو اینکه مسخره نباشه" باعث میشه مردم ازش دوری کنن. سنت مسخره شد. "هو" شد از طرف جامعه. من نقش این ها رو تو این مسائل زیاد می دونم. ما هم کمترین کاری که می تونیم بکنیم اینه که از همین وسیله در مقابلشون استفاده کنیم. مثلا اگر شنیدیم که جایی برای طلاق گرفتن یک زوج، جشن طلاق برگزار می کنن"که امروز بعضی مناطق همین کار رو هم می کنن" در مقابلش عکس العمل نشون بدیم. هو کنیم. مسخره کنیم. زیرسوالش ببریم. تا شیوع پیدا نکنه. تا به یک نشانه از تجدد در جامعه تبدیل نشه. طولانی شد.
    ممنون از دعوت.
    پاسخ:
    دقیقا با شما موافقم. یک اعتقاد بی معنا بین همه مد شده و واقعا چیزی جز مقابله نمیتونه جلوش رو بگیره. البته با اون قسمت که شما فرمودید باید مث خودشون رفتار کنیم و عکس العمل نشون بدیم موافق نیستم. اتفاقا به نظرم نتیجه نمیده. چون همون موضع گیری رو هم جزو تحجر می دونن!! (مثلن رجوع کنید به واکنش اعضای پشت صحنه یک فیلم، وقتی به فیلمشون نقد میشه اونا خیلی راحت میگن بله، فلانی از سینمای مدرن چیزی سرش نمیشه!!) ب نظرم بهتره که ما روش های بنیادی تری رو به نسبت مسخره کردن و هو کردن استفاده کنیم. نقد کردن منطقی مثلن. گسترش و بازتاب زیاد این نقد مثلن. تبیین مبانی ارزش به زبان امروز مثلن. تبیین معنای واقعی تحجر مثلن.
    وگرنه بین هو کنندگان این طرفی و مسخره کنندگان اون طرفی، ی جنگ همیشگی در می گیره که نتیجه ای هم نداره.

    ممنون از حضور بلندتون :)
    عرض کردم کم ترین کاری که می تونیم انجام بدیم اینه. این روش برای عموم مردمه. نه اونایی که نفوذ کلام دارن. بله، اهل فرهنگ و حوزه و دانشگاه درست نیست از این شیوه استفاده کنه. باید با استدلال پیش برن. اما مردم عامه فکر میکنم روش خوبی باشه. یک چیزی تو مایه های راهپیمایی. فلسفه ی راهپیمایی هم همینه دیگه. راهپیمایی فریاد اعتراض آدماییه که کار بیشتری از دستشون بر نمیاد. اما بزرگان هم به راهپیمایی اکتفا کنن که فاجعه ست!
    پاسخ:

    دعا کنید تو این راهپیمایی مجازی درست فریاد بکشیم :)
    سلام
    وقت خوش
    واقعا دست مریزاد
    متن بسیار قابل استفاده و مفید بود و در ضمن مبانی شناختی درست و مهمی هم نسبت به مدرنیته از نوع غربی و غرب زده اش داشت.
    موفق باشید
  • ایمان قرائی
  • درود
    من تازه اومدم
    خوب بود !
    ولی یه سوال ؟
    حالا چرا بخاری ؟!
    هان ؟!
    پاسخ:
    سلام.
    خوش تشریف آوردید:)
    سوالتون دقیقا بالای وبلاگ سمت چپ تایپ شده.
    بله.
    این درسته که الان این جریان در بیشتر مواقع توسط گروه فکر کشورها و جریان های خاص جهت داده میشود اما کاش قبل از هرچیز حواسمون به خودمون باشه. گاهی انقدر این جریان سریع اتفاق میفته که بدون اینکه حواسمون باشه همراهیش می کنیم. یه مثالش میشه طرفداری از یه خواننده یا مثلا کارگردان خاص صرفا به جهت کارهای قبلیش یا علاقه شخصی،که حالا خواسته و ناخواسته با تغییر سبک و مضامین وارد این جریان میشه.این اتفاق حتی تو همون غرب باعث شده یه هنرمند از طرفدارهای نوجوانش بخواد فلان کارشو نبینن!!! دیگه بماند کشور خودمون....
    یه آفت دیگه هم اینه که بعضی از ابزارا واقعا بد نیستن اما چون قبل فرهنگ استفادش وارد زندگیمون میشه نه تنها خوب نیست ،بلکه خطرناکه.مثلا موبایل که الان دست خیلی بچه های دبستانی هست بدون اینکه جدا بش نیاز باشه.
    اما در مورد قرآن منم ناراحتم،عصبانی و شاکی!!!!
    ممنون عالی نوشتی؛باید بگم عصبانیتت تو نوشتت داد میزد انقدر که میشد چهرتو تصور کرد!!!!!
    پاسخ:
    ممنون بابت نظرت که بیانش کردی.
    قبلش که بت گفتم قضیه عصبانیتو :) همین بود دیگه!
    چیز بدی‌ست
    پاسخ:
    :) 
    سلام
    مدرنیته یعنی نفی چارچوبهای گذشته ... درست برداشت کردم؟
    اصرار به تغییر رسم الخط و غلط نوشتن های عمدی یک جور گرفتار جو مدرنیته شدن نیست؟؟
    در مورد قرآن مجید هم برداشتهای سطحی همیشه وجود داشته ولی با این دید که شما می فرمایید شاید بشود گفت نتیجه حاصل از شتاب کاذب زندگی در اثر مدرن پنداری باشد چرا لازمه مدرن شدن دقت در جزئیات است ...
    موفق باشید
    پاسخ:
    سلام.
    مدرنیته به معنایی که من حرفشو زدم تقریبا یعنی همینی که شما گفتید، با یک قید مطلق. که اتفاقن همین قید مطلق همه چیز رو بهم میریزه. نفی مطلق گذشته، یعنی نفی چیزهای خوب و بد گذشته با هم. و این کاملن غلطه و مشخص هم هست که غلطه.
    اصرار به رسم الخط و غلط نوشتن های عمدی مثل کجای نوشته من؟؟ شخصن اگه جایی طرز دیگه ای نوشتم، فقط عامیانه نوشتنم با نوشتاری نوشتنم تفاوت داره که اونم به خاطر سهولت خوندن متن عامیانه است. مثلن همین تنوین مثلن!
    کاش مدرن شدن معنای مدرن شدن می داد. نه؟؟
  • حنان ساجدی
  • نتیجه بی نظیر بود
    وای خدای من دقیقا این اتفاق داره می افته حتی خودمم.....
    مرسییییییییییییییییییییییییییی
    پاسخ:
    ؟!
    خواهش می کنم!!!
    سلام
    اصل حرفتان، خصوصا جاهایی که از دل برمی‌آید، خیلی به دل می‌نشیند.
    البته درمورد این‌که مدرنیته خوب است یا بد است و از اولش خوب بود یا بد بود و نیتی که این سبک زندگی غریب و تازه‌ را به دنیا ارزانی‌کرد - همان اولش - خیرخواهانه بود یا موذیانه، و این که اصلا سنت و مدرنیته تقسیم‌بندی درست و به حقی هست یا نیست، کلا جای بحث زیادی دارد. (ندارد؟!)
    حرف‌هایی دارم، شاید آمدم و گفتم.
    و اگر نیامدم،
    ببخشید!
    یاعلی
    پاسخ:
    سلام و بله دارد! این جمله که نوشتم "کتمان نمیکند" هم داخلش یک "شاید" هست. نیست؟! :)شاید همه را می برد زیر سوال. و باید هم ببرد. و هم من و هم شما می دانیم.
    منتظرم. واقعا منتظرم.
    یاعلی.
    احسسسنت...

    قالوا اساطیر الاولین! یعنی همین.... یعنی همه اش تکراری تکراری أه
    انگار این پیامبر ها و انگار این خدا حرف جدید ندارد!
    پاسخ:
    واقعا متوجه منظورتون نشدم.
    اول احسنت به متن من.
    بعد گفتن قالوا اساطیر الاولین که خطاب قرآنه به لجوج های تاریخ که قرآن رو نمی پذیرفتن.
    بعد گفتن اینکه همش تکراریه...
    بعد این که پیامبرها و خدا حرف جدید ندارند؟!

    کاش بودید و توضیح می دادید.
  • میلاد علیدوست
  • لطفا سیب زمینی نباشید@#$
    در خدمتم
    پاسخ:
    خدمت از ماست.
    خدمت می رسیم.

    سلام مجدد
    بلی اول احسسنت بر نوشته تان ..واینکه این موضوع را خوب گفتید

    متن تان را که خواندم به یاد این آیه از قرآن افتادم که مردمان هر دوره ای خطاب به پیامبرهاشون میگفتن اساطیر الاولین...
    اینکه میگویند اساطیر الاولین یعنی اینکه زبان حالشان این است: أه..چرا همه این پیامبرا..چرا خدا انقدر حرف های تکراری میزند! حرف تازه ندارند انگار
    ...
    این شاید همان کلیشه ای ست که گفتید...که آیات انگار تکرار است...و ما چیز جدید می خواهیم! حرف نو!!
    خدا نکند که زبان حالمان این آیه باشد ..قالوا اساطیر الاولین...

    یاحق
    پاسخ:
    سلام علکیم مجدد.
    آهان اونا جمله ملت بود در ادامه اون آیه! الان گرفتم!
    دقیقا همین بود.
    الحمدلله :)
    درست میگی !
    اینقدر جابین ما باز کرده ،انقدر باهاش انس گرفتیم که نزدیک است تمام عقایدمان را هم به باد بدهد.قیافه می گیریم که پای تمام خودمان ایستاده ایم اما کم کم زیرپایمان را خالی می کند.
    چقدر از صغری چیدنت برای کبری خوشم اومد.
    پاسخ:
    بله متاسفانه....
    :) جدی؟! خدا رو شکر!
    قشنگ بود بخاری جان. چه منظم! چه مرتب! (منظورم این آپ کردن و پاسخ دادن های مشخص و معینی هست که نوشتی)
    از قالب وبت هم خیلی خوشم اومد. خوش سلیقه هستی ها!
    پاسخ:
    قربان شما! کوچیکیم خخخ
    قالبو خیلی ها دوست نداشتن... شاید عوض شد. دوستان می گن چشمو اذیت میکنه، مام که کشته رفیق. خلاصه در تدارک یکی دیگه هستم.
    ممنون قدمت خانم :)
    باسلام
    بلاگ سینمایی آینه جادو مفتخر است که اعلام کند:
    از تاریخ 16 تا 22 شهریور ماه؛ همه روزه، میزبان شما هستیم در سینما آزادی شهرستان بابل، با اکران آخرین محصولات مستند مؤسسه سفیر، یعنی نبرد خاموش، مصاف و کدام انحراف؟
    آدرس پوستر اولیه: http://bayanbox.ir/id/4750772654574042743?view
    منبع : وبلاگ آینه جادو ---- http://ayenejado.blog.ir
    اطلاعات تکمیلی، یک هفته مانده به اکران اعلام میشود
    یاعلی
    پاسخ:
    سلام علیکم.
    سلام.


    رخصت میدهید کمی از نقد و نظرتان کیفور شویم در پاراگراف! :)
    پاسخ:
    سلام.
    حتمن خانومم نبودم که سر بزنم. حتما خدمت می رسم. خودمم هنوز داستانو ندادم رو سایت :(
    مدرنیته در ابتدا یک مکتب بود و در انتها همان مکتب باقی ماند. از چه مینالید؟ از اینکه مردم غار نشین از پرتاب مستقیم و رو در روی نیزه به سمت شکار دست کشیدند و تله ساختند و از آن پس شکار را به دام انداختند؟ ببین میتونی راحت نقد کنی دو سه خط ذکر شده رو. ولی خوب اون هم رو به مدرنیته رفتن بود. یه عده مخالف بودند که شکار رو باید با نیزه زد. مرد باید با شکار رو برو بشه. اینو گفتم که بدونی مکتب مدرنیته ازابتدا و آغاز با انسان بود. اینکه نادانی عده ای را غضب کنی و مدرنیته را سلاخی کنی از انصاف به دوره. مدرنیته علم رو به همراه آورد. نگرد دنبال اینکه بخوای بگی نه علم بود که مدرنیته رو ساخت. در هر حال نقد بر مطلب شما جاری ست. اینکه شلوار های گــَنگ و .... رو میفرمایید درواقع نادان بودن جماعتی را به رخ میکشید که جای بحث دیگری دارد. و الخ
    و اما آیات شریفه ی قرآن . با توجه به شریعتم و تبعیت از شیعه جعفری و ارادتم به کلام خدا عارضم که مگه الان زندگی و نوع زیستن ما همانگونه ست که نبی اکرم حکم کرد؟ نه. چون شرایط زندگی آدمها ایجاب میکنه که تغیر کنند
    مگر نشنیدی که فلان مجتهد اعلام کرد تا مقدار خیسی دهان روزه باطل نیست و چه میدونم مسواک و تزریق آمپول هم از مبطلات نیست؟ چرا. چون شرایط زندگی فرق کرده است.مگه خدا در قرآن نگفت برای شما مرکب هایی خواهیم آورد از جنس آهن؟ این یعنی مذهب ما هم موافق مدرنیته ست. قرآن کتاب راهنمای ماست. قبول؟ خود تو بارها مطالعه کردی. قبول؟ فکر کن آیین نامه راهنمایی رانندگی رو میخونی قبول؟ حالا هر بار که به چراغ راهنما برسی کتاب آیین نامه رو که باز نمیکنی مطمئن بشی سبز یعنی چه و قرمز چه ؟ زرد چه. بله به دلیل همونی که قرآن دکور خانه ها شده ، به همون دلیل کتاب آسمانی باز میشه فقط در مواردی که حُکمی لازم داریم و در جستجویش میگردیم. و گذرمان به آیاتی میخوره که از آن میگذریم چون تکراریست. حُکمش را میدانیم. و.....
    بخاری عزیز گاهی هر دردی درد نیست و ما تصور میکنیم که درده. این مطلبت درد نیست. غم مخور
    پاسخ:
    سلام.
    ممنون دقتت.
    پاسخ نه چندان کوتاه به یادداشت میرزا در این لینک :)
    زیبادختر،آپیم!تشریف بیارید:)
    پاسخ:
    خانم گل آدرس....؟؟
    :(
  • محسن رامشگر
  • سلام با یک نظرخواهی در مورد مردان یا زنان ... به روزم . خوشحال میشم تشریف بیارید و نظر بدید
    لطفا مشارکت کنید . ممنون
    پاسخ:
    سلام خدمت رسیدم اما امکان نظر دهی نداشت پستتون. علتش رو نمی دونم. احتمال می دم مثل همیشه بلاگفا حالش بد شده باشه.
    همه چیز زیر سر مدرنیته است.دستی دستی مدرنمان کرده رفته ایم پی کارمان.
    قالبت خیلی بد رنگه
    به فکر تغییر باشی بد نیست :)
    تسبیح رو هم دو بار تو علایقت ذکر کردی
    پاسخ:
    قالب در حال تغییره. البته شما اولین نفری که دوس نداری رنگشو. اما من به فکر تغییرش هستم بخاطر رنگش نیست چون رنگش بسیار خوبه :D
    ممنون تذکرتون.
    راستی به نظرم رسید شما "خیلی" تعجب می کنید که اسمتون شده "!"... نمی دونم.
    به شخصه ترجیح می دم سکوت کنم
    با قسمت هدف مدرنیته ی پستت تا حدودی موافقم
    با بقیه چیز ها مخالف سرسخت
    .
    ..
    ...
    سکـــــــــــــــــــــوت!
    پاسخ:
    سکوت کار جالبی نیست. آدمو متناقض بار میاره به نظرم.
    بعد اینکه، خب مخالف های محترم هم دل دارن. مام دلشونو دوس داریم :) می گفتی حرف می زدیم! میرزا با متنم مخالف بود کلی حرفیدیم سرش... خوبه که.
    ممنون از بذل توجه بسیارت اما مخالفم. صرفا به این خاطر که فرمودید قرآن حُکم نمیکند. برای مثال(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى‏ رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار: اى کسانى که ایمان آورده‏ اید، به درگاه خدا توبه‏اى راستین کنید، امید است که پروردگارتان بدیهایتان را از شما بزداید و شما را به باغهایى که از زیر [درختان‏] آن جویبارها روان است درآورد.)( التحریم : 8) این حکم نیست. کل قرآن حکمه. ببین فهم قرآن نیاز به واسطه دارد، اما این واسطه نمی‌تواند فیزیکی یا انسانی باشد و منظور از فیزیکی بودن شیء بودن واسطه است و منظور از انسانی بودن یعنی اینکه یک انسان نمی تواند واسطه فهم قرآن باشد.ائمه معصومین(ع) به اعتقاد من واسطه فهم قرآن نیستند، زیرا که قول نبی(ص) و ائمه خود منبع وحیانی دارد و وقتی ما از از وحی سخن می‌گوئیم، قول پیامبر(ص) و ائمه(ع) خود بخشی از آن وحی است، پس ما به واسطه‌ای نیاز داریم که هم از قرآن و هم از قول ائمه(ع) و پیامبر(ص) پرده بردارد.
    به عبارتی ما نیاز به واسطه‌ای داریم که هویت معرفتی داشته باشد و این واسطه باید از جنس دانش و معرفت باشد و در عین حال نظام‌مند و روش‌مند عمل کند/. از اصل مدرن و مدرنیته به دور شدم چون فکر میکنم شما با بیانیه ای که صادر کردید این طور خواستید. به اصل مطلبی که عرض کردم واقفم و ایمان دارم، به بیانیه ی شما مُهر" تصحیح شود "میزنم و ادامه میدهم که : . محمد اصل بود. وحی شد. دریافت کرد. انتقال داد. قرآن ثبت شد. محمد جز چیزی که وحی شد منتقل نکرد. به شما پیشنهاد میکنم آیات قرآن را به ترجمه ی فارسی هم مطالعه کنید. خط به خط کلمه به کلمه. و ببینید در عین سنت گرایی چقدر مدرنه و در عین مدرن بودن چقدر سنت گراست. با همین دین مدرن (که "سنت" پیامبر است) دختران دیگر زنده به گور نشدند. درست است؟
    شاید واژه ی قرآن کلیشه است هم مثالی باشد که مناقشه نداشته باشد. و چه ایراد دارد کلیشه باشد؟ کلیشه یعنی الگو. نه؟ اینطور نیست/؟
    پاسخ:
    سلام.
    من نگفتم قرآن حکم نداره. گفتم قرآن حکم نیست. قواعد حکمیه است. احکام قرآن نیاز به توضیح و توجیه داره.حتا احکام مستقیمش. حتا وقتی قرآن امر به تقوا کرد، تقوا باید تعریف بشه. حتی اگه قرآن امر به توبه کرد هم توبه باید تعریف بشه.
    اتفاقن فهم قرآن دقیقا نیاز به همین واسطه ها که فرمودید داره! درباره واسطه انسانی، خود قرآن گفته: هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین(الجمعه/2) پس ما برای فهم معانی قرآن به واسطه ای به نام پیامبر نیازمند بودیم(یعلمهم الکتاب). وگرنه مثل گذشتگان مون در گمراهی آشکار بودیم. این یعنی باید پیامبری باشه وگرنه گمراهی آشکار به وجودمیاد دیگه. یعنی اگه پیامبری نباشه که کتاب رو به ما یاد بده ما به گمراه آشکار می افتیم. درباره واسطه فیزیکی هم ما مطمئنا نیاز به کلام ائمه داریم برای تفسیر و تاویل قرآن داریم.(علمی که می فرمایید باید بلخره از یه جایی به دست بیاد دیگه. پس خود به خود واسطه فیزیکی لازم و ضروریه و البته بدیهی ترین چیزه.)
    قول نبی اکرم و ائمه منبع وحیانی داره اما اثبات شی نفی ما ادا نمیکنه :) گیریم که قول این افراد مکرم، منبع وحیانی داشته باشه! دلیل نمیشه که ما واسطه بودنشون رو برای فهم قرآن نپذیریم! ضمن اینکه فکر می کنم یکی از دلایل اینکه ما میتونیم به قول ائمه تو تاویل آیات اعتماد کنیم اینه که منبع صحبتهای ائمه و آیات قرآن یکی هستش! اگه یکی نبود می تونستیم استناد بدیم به خودشون و بگیم نظر شخصی بوده. اما الان مطمئنیم که هم وحی از بالاست و هم تفسیر از بالاست. اصلا می خوام بدونم ما واقعا قدرت فهم قرآن بدون احادیث ائمه رو داریم؟!!! ما الان هر تفسیر یا تاویل یا حتا هر ترجمه ای که از قرآن داریم بر اساس استناداتمون به روایت ائمه هستش. چطور ممکنه به اونا نیاز نباشه! کاملا مشخصه.
    درباره هویت معرفتی... کلام وحی، خودش اصل هویت معرفتیه. ما وحی رو به عنوان یک مفهوم می بینیم، و بر این اساس، کلام معصوم رو هم یک مفهوم می دونیم به طور عام(مثل وقتی که میگیم محمد اصل بود و وحی شد. این جمله رو درست می دونیم بر همین اساس دیگه.) پیامبر و ائمه تو این مفهوم عام، واسطه معرفتی اتصال بین علم ما و علم الهی هستند.
    شد سه حالت: حالت اول. ما به واسطه فیزیکی نیازمندیم و این واسطه فیزیکی کلامی هستش که از ائمه و راویان کلام ایشون یعنی اولیا به ما رسیده. حالت دوم: ما به واسطه انسانی نیازمندیم که(اگه حالت انسانی ائمه رو درنظر بگیریم) ائمه هستند. حالت سوم: ما به یه قوه معرفتی نیازمندیم که هم قرآن و هم توضیحات ائمه رو برامون روشن کنه و ضمنا کلام ائمه رو به کلام ما هم سطح کنه تا قول الهی برامون قابل فهم بشه که (اگه حالت روح واحد و وحی واحد ائمه رو در نپر بگیریم) باز هم ائمه واسطه اون میشن.
    اگه این هویت معرفتی جزو این ها که نام برده شد نیست، پس چیه؟؟؟ پس شما اگه از این ها استفاده نمی کنید، از چه راهی قرآن رو می فهمید؟ وقتی حتا ترجمه ما از قرآن هم بر همین اساسه...

    درباره اون سنتی و مدرن هم که فرمودید، فکر می کنم تو قسمت تعریف  مشکل داریم... مدرنیته تو متنی که من نوشتم(و در اصل) یعنی "جدید شدن، نو شدن" درسته؟ من فقط نظرم اینه که جدید شدن گاهی خوبه و گاهی هم نه. گاهی خوبه مثل زنده به گور نشدن دختران بعد از ظهور پیامبر، و گاهی بده مثل وقتی که ملت هر سال، تمام لوازم منزل رو از دم با هزینه بسیار بالا تغییر می دن فقط به خاطر اینکه "به روز" شده باشن. چیزی که شما دارید ازش حرف می زنید و می گید تو آیه آیه قرآن هست، این به روز شدن نیست. اما مدرنیته امروز، دقیقا این به روز شدنه. وگرنه کسی با پیشرفت مشکل نداره. قرآن اگه دم از زنده به گور نشدن دختران زده به خاطر جدید شدن نبوده. به خاطر پیشرفت و تعالی بوده. به خاطر کامل شدن بوده. فکر می کنم کاملن متفاوتن. و یکی درست و دیگری غلطه.
    ضمن اینکه خیر. کلیشه به معنای الگو نیست.این معنای کلیشه است:
    an idea or phrase that has been used so much that it is not effective or does not have any meaning any longer.
    (Longman Dictionary)
    ترجمه اگه لازم داره: عقیده یا عبارتی که بسیار تکرار شده به طوری که دیگر موثر نیست یا دیگر معنایی ندارد.

    بازم از دقت تون ممنون. اینکه وقت میذارید جددن خوشحالم میکنه.(و لازمه تاکید کنم که این تعارف نیست.)
    یاعلی.

    مطلب شما رو نه یک بار بلکه بار ها و بارها خواندم . آره عزیز جان برادر
    پاسخ:
    همینه که می گم دقیقید. همین خوبه همینو دوس دارم و همینه که میشینم نظرتونو می خونم و اینطوری جدی پاسخ می دم.جای تشکر داره. متشکرم.
    سخن گفتن با خدا مانند صحبت کردن با یک دوست پشت تلفن است؛ ممکن است او را در طرف دیگر نبینیم، اما می‌دانیم که دارد گوش می‌دهد.
    پاسخ:
    :) nice
    مخالفتم چیزی نیست که به مذاق (مضاق؟ مذاغ؟ مضاق؟!) خیلی ها خوش بیاید. شایدم تو
    ترجیه میدم یه لبخند ازم به یادگار بمونه تا دشمن فرضی!
    پاسخ:
    دشمن فرضی!!!! خخخخخخخخخخخخخخ
    مخالفت شخصا به "مذاق" من خوش میاد. و شخصا معمولا "ترجیح" میدم نظرم بمونه تا لبخندم.
    ولی بهرحال این که جزو کسایی هستی که نمیخوان کسی حتا همین قدر هم ازشون ناراحت باشه، خوشحالم می کنه. حالا به باقیش کاری نداشته باشیم اصن.

    میدونی جالبیش واسم این بود ک شما از مدرنیته بودن عصبانی هستی و من می ترسم ازش..ک فاصله میندازه گاهی دنیا دنیا بینمون..
    پاسخ:
    آهان.... آورین.
    من عصبانیم که فاصله میندازه. حالا شما نرمولی تری به نسبت ما احتمالن. 
    سلام...اون نظر قبلیم که جوون مرگ شد. ولی بذار اینو به توضیحاتت به آقای میرزا اضافه کنم که "عقل" رو فراموش نکنید.عقل یکی از منابع معرفت شناختی ما و پیام بر شخصی هر آدمیه....احتمالن جای خالی اون "قوه ی معرفتی" یا همچین چیزی که تو متن بود و نیاز بهش احساس شده باید "عقل" رو گذاشت.
    و الا نه کتاب و نه سنت و نه روایت بدون استفاده از عقل قابل استفاده نیست.این مهم ترین دلیلیه که "فقه" رو تخصصی می کنه و مسلمان ها نیاز به " مرجع" پیدا می کنن...
    پاسخ:
    سلام علیکم.
    به تایید ملوکانه رسید. بله. اضافه میشه از همین جا :-P
    ضمن اینکه عقل ما، سرچشمه ای داره که عقل نظری باشه، و پایین ترین مرتبه عقل نظری و نزدیک ترین اونها به عالم واقع، جبرئیل هستش بعد از عقول نه گانه. پیامبر به عنوان واسطه فیض، با اون واهب الصور(همون جبرئیل) متصل میشه، و از این کانال، وحی صورت می گیره. و پیامبر به عنوان بهترین و واصل ترین دریافت کننده، خودشون می شن اولین واسط و اولین معرف.یعنی بازم اولین عقل انسانی که قرآن رو می فهمه، میشه عقل پیامبر. و ایشون هستند که باید به عقل بقیه انتقال بدند.
    البته بحث که اینا نبود بحث مدرنیته بود بهرحال. قرار نبود این صحبت ها بیاد اینجا. اما خب حرف به اینجا کشید.
    بهرحال از برنایان بلادمان ممنونیم که چنین کاوشگرند. حال می کنیم بلکل. آورین.
  • محمد دنیوی زاده
  • بله ......
    پاسخ:
    ؟!
    :)
    احساس میکنم اشتباه کردیم تو انتخابامون..تعصبی برخورد کردیم..سنت رو تا ته تهش رفتیم!! تعصبات اضافه ی خودمون هم قاطیش کردیم دادیم به خورد دیگران!
    این نسل زده شده از سنت..حالا چه درست چه غلط..مدرنیته بشر رو بلعیده!
    خودمون اشتباه کردیم اساسی! ریشه و پایه رو کج گذاشتیم و الا تو جامعه اسلامی میانه روی و تعادل اصله!
    چیزی که ما فراموشش کردیم!!
    علی یارت بخاری جان:)
    پاسخ:
    ان شالله که به این میانه روی و تعادل برسیم یه روزی...
    ربطی نداشت خاهر...بحث من این نبود.
    بحث من استفاده از عقل برای هر انسانی به طورت مجزا بود که ناگزیر به "تقلید"می رسونه آدمو .حتا بین احتیاط و تقلید عقلانی تر تقلیده...و الا کسی منکر این نیست که پیام بر باید قرآن رو تعلیم بده و صرف ابلاغ نمی تونه به هیچ عنوان کافی باشه...
    پاسخ:
    دیگه دیر شده عزیزم باید همون نظر قبلی اینو می گفتی.
    من عقل نظری و عملی رو درنظر گرفتم. نه عقل بشری رو. حرف شما هم تصدیق.بله.من هم می پذیرم.
     
    مدتهاست دلم میخواد همه چی زندگیمو رها کنم و پناه ببرم به یه کلبه کوچیک چوبی وسط یه جنگل دور... واقعا از همه چی این زندگی پر از ماشین و فرساینده خسته م...
    پاسخ:
    اونحام آسایش نخواهیم داشت عزیزم.

  • محتسب دربار
  • کلامتون حق و یصح السکوت!
    پاسخ:
    ان شالله که اینطور باشه.
    محتسب بودنتون یکم ترسناکه ها!! ;)
    خدمت می رسم حتمن.
    یاعلی
    سلام
    این پست وبلاگ شما در "لینک‌زن" بازنشر داده شد
    باتشکر
    لینک‌زن
    http://linkzan.com/archives/16621
    پاسخ:
    سلام.
    wow!
    من که اصن عضو نیستم چنین جایی... چجوریاس؟ :-$
    عالی و تلخ
    حرف دل بود آبجی...
    پاسخ:
    قربان شما. حرف دل بخار تلخه. ببخش. 
    آبگوشت با پنیر موزارلا
    پاسخ:
    خدمت می رسم ان شالله.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی