بخاری

می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق...

بخاری

می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق...

۲۲ مطلب با موضوع «8ی» ثبت شده است

  • ...:: بخاری ::...

وسط یه جمع شلوغ نشسته باشی، یه مهمونی مثلن. یه مهمونی که دوس داری. یه مهمونی که خیلی می چسبه. اون وقت تمام و کمال تو بحر مهمونی باشی، از فضای مهمونی استفاده کنی، از شادی های مهمونی لذت ببری، از حضورت کنار عزیزات لذت ببری، از شادی بقیه شاد بشی، آره. خیلی خوبه. همه چی به بهترین حال و حالت ممکنه. منتهی یهو حس کنی یکیاز یه گوشه زل زده بهت. زوم کرده روت.

برمیگردی طرفش، زیرزیرکی نگاش می کنی، خودتو جمع می کنی...

ما قدر همین زوم کردن وسط مهمونیامونم حواسمون به نگاه خدا باشه بسه ها.

خدا زوم کرده رومون رفقا. جمع کنیم خودمونو...

 

  • ...:: بخاری ::...

اگر یه مرد تو کشور ما بخواد طلاق بگیره، و مهریه به گردنش باشه، با حکم دادگاه ممنوع الخروج میشه. یعنی وکیل سرکار خانم میره دادگاه و درخواست میده و جناب آقا ممنوع الخروج میشن.حتی اگر ثابت شد که این یک اتهام بیشتر نبوده و درخواست سرکار خانم بیخود بوده.

حالا ما میدونیم یکی (لااقل در حد اتهام) جاااااااسووووووووسهههههههه؛ بعد خودمون راحت میفرستیمش از مرز رد شه!!

 

خب اینجا چندتا سوال پیش میاد:

1. آیا ایرانیانی که در ازای افراد مورد معامله آمریکایی در ایران، از آمریکا آزاد می شن هم اتهام به جاسوسی در آمریکا داشتن که همسان تلقی بشن و «مبادله» بشن؟!

2. آیا اتهام این افراد اتهام کوچیکی تلقی می شه؟

3. آیا اتهام این افراد به سرانجام رسیده و حکم او صادر شده که تبرئه شده باشه؟

4. مفروض است: «فرد متهم به جاسوسی اجازه دارد به کشور خود برگردد.» کدام گزینه زیر مرتبط تر است؟

الف) عزت ملی

ب) امنیت ملی

ج) غیرت ملی

د) التزام به قوانین بین المللی

5. آیا وجود نام جیسون رضاییان، امیر میرزایی حکمتی و سعید عابدینی در بین زندانیان مورد مبادله دولت های ایران و آمریکا، به معنای پذیرش نوعی کاپیتولاسیون مدرن نیست؟

 

+ بیشتر بخوانید از جیسون رضاییان.

+یازده نماینده مجلس به همین خاطر تذکر دادن.

+باشه، روزای دوری بود... اما روزایی بود که حضرت روح الله، سر همین که یه آمریکایی بتونه اینجا جرم کنه و بره تو کشور خودش محاکمه بشه (یا حتی نشه) داد زد «آقا، من اعلام خطر می‌کنم...» به اونا که توی مجلس اون روز روبروی کاپیتولاسیون اون روز  بودن فرمود «من به آنهایی که مخالفت کردند، این حرف را دارم، به آنها، که چرا خاک به سرت نریختی؟!»

+حضرت روح الله به مناسبت کاپیتولاسیون آن روز فرمود.

+ حالا اینا همه هیچی. خبر داری غیرت مون اومد آب بخوره، افتاد تو حوضک؟

 

تکمیلی:

خبرگزاری فارس از آزادشدگان می گوید

 

  • ...:: بخاری ::...

از حرفای رهبری ی اسم ـ و رسم ـ سال بود که رو بنر می نوشتیم و به در و دیوار می زدیم، همونم به مدد تلاش های بی شائبه جناب لاریجانی دیگه شأنیتی نداره. از همدلی و همزبانی ملت و دولت، همینو می دیدیم که دولت محترم هر لطفی که در حق عزت و خون شهدا و اقتدار نظام و منافع ملی و امنیت کشور و پیشرفت علمی و آرمان های انقلابی میکنه، حداقل یه خبری به ما بده که اونم لطف فرمودن حذف فرمودن. ان شالله از طریق توییتر و فیسبوک مسئولان دولتی اخبار رو پیگیری بفرمایید.

لیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنک

+ نمیفهمم این وسط چرا واس هر چیزی یه راه دور زدن پیدا میشه ولی یه راهکار پیدا نمیشه.

 

 

پی نوشت : گفتیم عزت حکومت اسلامی، گفتن حله. گفتیم خون شهدا، گفتن ما از شما حواس جمع تریم. گفتیم اقتدار نظام، گفتن تو چارچوبیم. گفتیم منافع ملی، گفتن همون شکم مردمه. گفتیم تدبیر، گفتن ما بهتر بلدیم. گفتیم امنیت، گفتن نگرانی نداره چشم بسته میان میرن. گفتیم نه به عقبگرد علمی، گفتن اصن از اول مگه علم بود. گفتیم نه به تغییر استراتژی، گفتن ما خودمون انقلاب کردیم. گفتیم حرف رهبر، گفتن بیاد بگه نه مام میگیم چشم.

عاقبت همه به خیر ان شالله. البته آره... العاقبه للمتقین ...

  • ...:: بخاری ::...

 

دامن تاریخ، پر از لکه های کوچیک و بزرگه. لکه های تاریخی که تو کتاب قطور عمر زمین ثبت شده کم نیستن. لکه های کوچیک و بزرگ با ویژگی های مختلف. بعضی هاشون جز خدا شاهد عینی نداره؛ مث ریختن خون هابیل. بعضیاشون ولی اون قدر گل درشتن که تو ذهن همه عالم مونده؛ مث جنگ های صلیبی. بعضیاشون خیلی ماندگارن؛ مث فتنه ضد ولایت امیرالمومنین بعد از پیامبر. یا بعضیاشون انگار به خورد تاریخ رفته و حالا حالا ها جاش می مونه؛ مث قانون تبعیض نژادی. بعضیا برا پاک شدن اثرشون خیلی زمان لازمه؛ مث بمباران شیمیایی. بعضیام شده یه خاطره خیلی تلخ که هرچقدرم ازش بگذره از تلخی و نفرت بهش کم نمیشه؛ مث انتشار عمدی ایدز. بعضیاش هم اثرش وحشتناکه هم سرایتش بی صدا؛ مث استعمار. یا بعضی لکه هام به هر قیمتی که شده باید پاک بشن؛ مث اسرائیل.

لکه ها ـ گفتم... ـ کوچیک و بزرگ دارن، پر رنگ و کمرنگ دارن، تفاوت دارن. ولی وجه مشترک همه شون اینه که لکه ان؛ ننگن؛ اضافی ان؛ باعث و بانی شون هم البته میشه منشأ پلیدی... یه مارک قرمز میخوره رو پیشونی شون که «مایه ننگ»... .

همه اینا رو گفتم که بگم انقلاب اسلامی ایران، اگه تا حالای تاریخ، مارک «مایه ننگ» نخورده روش، اگه رو دامن تاریخ یه جای سفید و تمیز و بی لک وجود داره به نام ایران اسلامی، به خاطر اینه که انقلاب اسلامی اول از همه دامن خودشو بی لکه نگه داشته. واس خاطر اینه که اول از همه نگذاشته دامن خودش آلوده بشه تا دامن تاریخو آلوده کنه. اگه از روز اولش گفته «نه شرقی، نه غربی» واس خاطر اینه که خودشو با مارکدارا یکی ندونسته. از روز اول گفته «استقلال» تا با مارکدارا تو یه زمین نباشه...

حالا اونا که جمهوری اسلامی بیشتر از انقلاب اسلامی واسشون نون داره اگه فک می کنن ایران، ایران بهتری میشه اگه با مارکدارا تو یه کاسه غذا بخوره، حواسشون باشه دامن انقلاب اسلامی بی لکه... «ننگ انقلاب اسلامی» بودن هم کم لکه ای نیست... نه پاک شدنیه، نه از یاد رفتنی. ناچار باید قیچی برداشت لکه رو بریدش و انداختش زباله دونی...

  • ...:: بخاری ::...

+یکی بیاد متن توافقو ترجمه کنه من بفهمم اشتباه کردم همه لغاتو. یکی بیاد ب من بگه خاک بر سرت تو نه انگلیسی بلدی نه تحریم میفهمی چیه نه میدونی انرژی هسته ای چه فایده ای داره بیفت یه گوشه ساکت شو.

+ اصن همه رو ولش کن. فقط یه سوال پیش اومد. چطور میشه یه نفر از جمهوری اسلامی ایران، به همون توافقی بگه «خوب»، که طرف آمریکایی بهش میگه «خوب». کی داره الکی میگه؟ مثلن الان نیویورک تایمز داره الکی میگه که ایران significantly بیشتر از ده سال تعلیق هسته ای خورده و اوباما گفته من هرچیزی که باعث عدم موفقیت این توافقنامه بشه رو وتو میکنم؟ یا ما داریم الکی میگیم و واقعن تعلیق هسته ای در عمل اتفاق نیفتاده و البته طرف حساب مون تو اتحادیه اروپا و امریکا، فردوی ما رو کبریت بی خطر فرض نمی کنن؟

+ تمام محدودیت های ایجاد شده برای ما در این توافق، ده و پانزده ساله اند.

+ اطلاعیه هشتی: «آگهی درخواست»؛ به یک عدد دولت جدید نیازمندیم که بیاید بزند زیر میز. وگرنه مجبوریم ده یا پانزده سال صبر کنیم بعد اورانیوم مان را از 3.67 ببریم بالاتر. به فردو تا پانزده سال دست نزنیم. هیچ سانتریفیوژی نسازیم. عوضش آمریکا به ما نرم افزار بدهد، ریال مان را پول فرض کند و با ما قراردادهای بیمه ای ببندد، و رحیم صفوی را از لیست تحریم ها بیرون بیاورد.

 

  • ...:: بخاری ::...
  • ...:: بخاری ::...

من فرانسوی بلد نیستم. فقط چند تا لغت محدود به مکالمه ازش بلدم و یه کم تلفظ و کلمه های مشابه اش با انگلیسی رو هم البته می فهمم. خب از همینام می شد فهمید کارش چیه. سیستم و فلشش ویروسی شده بود و نمیتونست استفاده کنه. صداش کردم اومد پشت سیستم من نشست. سایت سفارت فرانسه باز نمیشد. ده بار ریفرش کرد تا لود شد. مدارکش الصاق نمی شد. چندبار امتحان کرد. لود نمی شد. سرعت نت پایین بود و وی پی ان دانشگاه هم تاثیری نداشت. چندباری امتحان کرد تا بلخره جواب داد. موبایلش زنگ خورد. داشت به مترجم توضیح میداد که چطور "سه وه" رو ترجمه کنه و کی واسش می فرسته و شماره حساب کی بهش فرستاده میشه."سه وه" خیلی پرباری نداشت ولی خب مدرک بین المللی فرانسه توش بدرد بخور بود. رشتش هم حقوق بین الملل بود. پوئن مثبت محسوب می شد انگار. نمیدونم. عکس اسکن شده اش حجاب نداشت. ولی گفت نمی دونسته فرانسه نمیشه با حجاب رفت سر کلاس درس نشست. اعتراض می کرد که آخه فرانسه که این همه مسلمون داره... ینی اعتراض داشت؟ مدارکشو باید می فرستاد به پونزده تا از دانشگاه های فرانسه تا کدومشون «سرتیفیکیت» بدن. کلاس رفته بود واس نحوه الصاق مدارک به سایت. هی فایل رکورد شده کلاس شو پلی می کرد و کارشو چک می کرد که اشتباه نکرده باشه. خیلی از کاراش سر در نیاوردم. ینی اصلش خیلی از حرص خوردنش سر در نیاوردم. روزه بودم ضعف داشتم. فک کنم مشکل همین بود. ضعف داشتم. نمی فهمیدم چرا حرص می خوره که صفحه لود نمیشه. چرا حرص می خوره که سایز عکس اسکن شده اش اشتباهه. چرا حرص می خوره که کافینته خدا تومن ازش گرفته بابت اسکن مدارک. من اصن نمی فهمم کللن. نمی فهممش. که مثلن آدم بره تو آتلیه بشینه واس عکس سه در چهار، بعد یهو مقنعه شو برداره بگه آقا عکس سه درچهار بنداز واس سفارت می خوام. خب ینی عکاسه ازش عکس می گیره؟ بعدش چی میشه؟ بعدش میره فرانسه؟ بعدش چی میشه؟ درس می خونه؟ خوب بعد اون چی میشه؟ بر می گرده؟ اگه میخواد بره بعدش با مدرک دوباره برگرده همینجا تو همین وضعیت کار کنه، پس چرا میره فرانسه؟ بر نمی گرده؟ اگه می خواد بره که دیگه برنگرده پس به هر قیمتی شده میره. دیگه چرا حرص می خوره؟ استرسشو نمی فهمم. استرس بیخود داره. به من میگه تو که مترجمی خوندی چرا سرتیفیکیت نگرفتی واس یو اس ای؟ میگم چرا بگیرم؟ زل می زنه بم. میگم ببین سرتیفیکیت ینی گواهی. باید سرتیفیکیت بفرستی که اکسپتنس بگیری. میگه آره میدونم. میگه تو که اینا روبلدی چرا نمیری؟

زل میزنم بش.

استرسمو نمیفهمه اگه بش بگم. فک می کنه استرس بیخود دارم. نمی فهمه اگه بش بگم دلم واس انقلاب خمینی تنگ میشه اگه برم.

  • ...:: بخاری ::...

آدم با آبکش آب بیاره، با چنگال زمین شخم بزنه، گل قالی بچینه و چمیدونم خلاصه ازینجور چیزا، ولی کارش به جایی نرسه که به عکس تیلور سوییفت بگه علمی، فرهنگی، هنری.

یا مثلن به .... لا اله الا الله...............................

جمله معروفم اینجور وقتا اینه که «سرمو از چه زاویه ای با چه سرعتی به کدوم قسمت از دیوار بکوبم که اصطکاک کمتری داشته باشه»

حالا هشتی حرمت داره من نمیخوام از لینک دومی حرف بزنم اصلن. ولی خدایی.... آدم خبرگزاری بزنه، اونم رسمی، بعد اونم بخش فرهنگی؟؟؟ اونم با پست های زرد؟!! ینی میخواست بازدید بره بالا؟ یا شایدم زرد نبوده. پس ینی میخواست بگه تیلور سویفت یه آدم فرهنگیه؟ ینی میخواست بگه تیلور سویفت هنرمنده؟ ینی میخواست بگه تیلور سویفت اگه آستین بلند بپوشه خیلی هم آراسته نباشه ایرادی نداره عکسش تو قسمت «فرهنگی هنری» «خبرگزاری» «امید» و «اعتدال» باشه؟

با رسم شکل توضیح دهید. لطفن.

 

  • ...:: بخاری ::...

ماشششششالله بعضیام هستن ورژن به ورژن اندرویدشونو آپدیت می کنن،

 

اما این اطلاعات دینی شون مال همون سیمبیانه!

 

والللا!

 

 

  • ...:: بخاری ::...

به لغتنامه هسته ای توجه فرمایید.

  • ...:: بخاری ::...

یکی بود و یکی نبود. روز و روزگاری یک جایی زن و شوهری بودن که زندگی خیلی خوبی داشتن و هیچ مشکلی هم با هم نداشتن. این زن و شوهر از دار دنیا ی مزرعه و سه تا گاو و ی گوساله داشتن. زمستان اون سال خیلی سرد بود. پس زن و شوهر تصمیم گرفتن برای نجات جان گوساله از سرما، ی قسمت از خونه شونو واس نگهداری گوساله حاضر کنن و اونو تو خونه گرم نگه دارن. اینطوری شد که اتاق پشتی خونه شون رو مهیا کردن و گوساله رو داخل خونه آوردن و برای اینکه گوساله هه به اتاقای دیگه نیاد، یه طناب به گردن گوساله انداختن و سر اون طنابو با یه میخ به زمین کوبیدن.

شیطون می خواس زندگی این زن و شوهرو به هم بریزه. حالا اگه گفتین چیکار کرد؟

بله. صبح زود وقتی زن و شوهر برای کار به مزرعه رفتن، شیطون اومد اون میخ توی زمینو یه کمی شل کرد...

گوساله از اتاق اومد بیرون. وسیله های اتاق های دیگه ی خونه رو بهم ریخت از روی ظرفا راه رفت و شکستشون و همه جا رو کثیف کرد. زن و شوهر وقتی خسته و کوفته اومدن خونه دیدن زندگی شون درب و داغون شده. شوکه شده بودن. به اتاقی که حالا دیگه گوساله ای توش نبود نگاه می می کردن و سعی می کردن واس این اتفاق دلیلی پیدا کنن اما هیچ مدرک واضحی وجود نداشت. شروع کردنن به سرکوفت زدن هم. از هم کینه به دل گرفتن. قهر کردن. سرد شدن. دور شدن. و از زندگی شون چیزی نموند.

پس اگه روزی کسی پیش شما از کسی بدگویی کرد، کسی سعی کرد به کار مضرّی ترغیبتون کنه، کسی سعی کرد از کار مفیدی نهی تون کنه، کسی خواست تحقیرتون کنه، کسی خواست مغرورتون کنه، کسی خواست آبروتونو ببره یا آبروی کسی رو پیش شما ببرخ یا از شما بخواد آبروی کسی رو ببرید، یا اگه روزی کسی خواست حرمت تونو بشکنه یا حرمت کسی رو بشکنه یا از شما بخواد حرمت کسی رو بشکنید، بدونید یه جایی، یه میخی داره شل می شه...

 

  • ...:: بخاری ::...

سلام.

محرمتون تسلیت.

اتفاقی که در کربلا رخ داد، قبل از همه چیز، درسه. اینه که عاشورا میشه مال کل تاریخ... میشه مال همه اعصار... با خودم گفتم خوبه آدم از عاشورا نت برداره. یا خوبه به نیت عاشورا نت برداره...

نیت کردم ده تا یادداشت، ده تا تذکر واس دهه محرم داشته باشیم اینجا؛ به نیت یه هیئت مجازی. به نیت دور همی های تو هشتی؛ که هیئت ریشه اش دور همیه.

 

 

هیئتی باس.../1

 

توی این روزگار، همه یاد گرفتن وقتی وسط مشکل خودشون هستن، پس هرچقدر دلشون خواست می تونن بدرفتاری کنن. وقتی یکی ازشون چیزی میخواد،(بلند، یا تو دلشون) می گن «بیخیال بابا ما خودمون هزااااااار تا کار داریم. هزاااااااااااااررررررر تا بدبختی داریم.»

بچه هیئتی باس حواسشو جمع کنه. حواسمونو جمع کنیم. باید به خودمون بگیم «مشکل بقیه، یعنی دقیقن هزارتا مشکل من به علاوه ی مشکل دیگه من.» باید عادت کنیم که «فرض کن مشکل خودته.» باید برا خودمون قانون کنیم که همه مون مث همیم؛ یا دین مون یکیه، یا از یه پدر و مادریم...

 

 

هیئتی باس.../2

 

خوب و بد اشتباه نمیشن. ماییم که اشتباهشون می گیریم. خیر و شر یک جا جمع نمی شن. با هم قاطی نمی شن. اصلن کنار هم نمی مونن. این ماییم که باهم قاطی شون می کنیم و بعدش راهمونو گم می کنیم. همینه که هی میفرماد حق و باطل را درنیامیزید...

بچه هیئتی باس تفکیک حق و باطل و بشناسه...

 

هیئتی باس.../3

 

بچه هیئتی باس به دنیا دقت کنه. مثلن به این که این دنیا یه مسابقه هایی داره. سخت و عجیب غریب و بامزه و خاص؛ با چندتا قانون: سعی کنی «خودتو نبازی». یا اینکه سعی کنی «خود»تو ببازی. یا اینکه اولش باید بسم الله بگی، تیکه تیکه اش قربه الی الله بگی، آخرش یا علی بگی، راه بیفتی هم برنده ای. حالا چه به تهش رسیدی، چه نرسیدی.

معرکه اس.../

 

 

هیئتی باس.../4

 

خیلی تو روضه هامون میخونیم که یه تار موی حسین رو به دنیا نمیدم. عشق حسین رو با عالم عوض نمی کنم. بهشت من اینه که با آقام باشم. (البته چی بهتر از این. ان شالله همین نیت موجب عمل هم بشه.) ولی بچه هیاتی باس حواسش باشه که دنیا نمیاد با آدم حرف بزنه، بگه ببین. اینو بردار. طرف این بیا. دنیا جنساشو میندازه بت. نشه ی وقتی ببینیم دنیا تار موی حسینو با یه جنس بنجل عوض کرده باشه...
 

 

هیئتی باس.../5

 

بچه هیاتی باس حواسش باشه شکر یادش نره. تشکر یادش نره. حواسش باشه با پای خودش نرفته هیات. حواسش باشه همه چیو به اراده خودش برنگردونه. حواسش باشه اگه یه لحطه ارباب نگاهش ازش برگرده همه چی میره به باد...

حواسمون باشه به اینکه هیاتی هیات رفتنش دست صاحب هیاته. باهاش ریا نکه. باهاش متکبر نشه.با هر اشکی باس یه الحمدلله گفت...

 

 

هیئتی باس.../6

 

بچه هیاتی پای هر روضه ای نمی شینه. هرچیزی گوش نمیده. وقتی می بینه دارن پیازداغ مقتلو زیاد می کنن، وقتی می بینه به اسم ارباب چیزی میگن، وقتی می بینه حرمت ارباب داره خدشه دار میشه، رک و پوست کنده از پای اون منبر و روضه بلند شه.

بچه هیاتی باس حواسش به شأن ارباب باشه...

 

 

هیئتی باس.../7

هیاتی واس هیات رفتنش برنامه داره. هیاتش ده شب محرم نیست؛ هیاتش یه عمر زیر منبر روضه ارباب نشستنه...

 

 

هیئتی باس.../8

 

هیاتی حواسش هست چیز کم از ارباب نخواد.

کرامت اربابو واس «کم» خرج نمی کنه.

مثلن از ارباب «عاقبت خیر» می خواد...

 

 

هیئتی باس.../9

 

هیاتی حواسش هست به الگو برداری.

حواسش هست که اگه میاد هیات روضه گوش میده واس اینه که «یاد بگیره». ادب یاد بگیره از عباس. صبر یاد بگیره از زینب. شعور به خرج بده مثل سکینه. حواسش باشه هر روضه ای یه روش واس چطور زندگی کردنه. باید گوش مون تیز باشه به نکته ها.

هیاتی باس حواسش باشه خودش یه هیاته...

 

هیئتی باس.../10

 

هیاتی به روضه تو هیات اکتفا نمی کنه. هیاتی فقط به عاطفه تو کربلا راضی نمیشه. غم هیات رو مدد اربابش می دونه. از خود ارباب مدد میگیره و می افته دنبال حقیقت. خودش میره دنبال مقاتل. خودش میره تاریخ رو می خونه. خودش عاشورا رو تحلیل می کنه.

هیاتی باس حواسش به شور و شعور باشه...

 

 

*همگی التماس دعا

 

  • ...:: بخاری ::...

بد زمونه ای شده. اصن آدم یه وقتایی شاخ در میاره. درسته شاخ درآوردن معمول نیست، درسته متداول نیست. ولی خب اتفاقه دیگه. می افته.

الان شما مثلن از دست روزنامه آرمان شاخ در نمیاری؟!!
خب بزا توضیح بدم: این روزنامه یه صفحه بزرگ رنگی داره که صفحه اولشه و هرروز چاپ میشه.(آره می دونم مسئله ساده ایه.) اینو داشته باش این ور. خب؟ یه سر می ریم خارج/ می ریم اون ور آب. بعد اون وقت از روزی که حمله به غزه شروع شده تا همین امروز که در خدمتتون هستیم (یعنی دوازده مرداد) تمام این حدود سی روز، اون ور آب یه جاهایی مث واشنگتن پست و گاردین و اینا، عکس رنگی صفحه اولشونو کنار گذاشتن واس غزه.(دقیقن کسایی که حتی گاهی از جنگ تو غزه سود هم می برند. ولی حداقل اینقدری حرفه ای هستند که این اصلو که یه اتفاق به این غول پیکری با این فجایع رو کره زمین افتاده و نمی شه ساکت موند، رعایت می کنن. باید حداقل یه چیزی گفت. اگیییی؟) حالا باز برگردیم این ور آب: آرمان دی لی نیوز پی پر؛ تیتراش چیه؟ جمله های بلد شده فونت 70 از دوستان سبز؛ برخوردش با بزرگترین مسئله جهان اسلام چیه؟ کشیدن کاریکاتور!! باشه. قبول. حالا چی کشیده!!!! این یه نمونه مثلن. صفحه آخر باشه فکر کنم. یعنی می افته پشت روزنامه چون صفحه شونزدهه.

حالا داستان شاخ بلند روی سر ما چیه.

اول یه نگاه بفرمایید به لینک بالا، عکسو ببینید. یه میز هست، دو طرفش دو جبهه دارن پینگ پنگ می زنن، بعد زن و بچه مردم آماج حملات هستند. حالا یه طرف بازی کیه؟ خب معلومه، جبهه اسرائیل (به علاوه هم دستاش) یه طرف دیگه کیه؟ آفرین کاملا مشخصه.(یعنی شخصن به علاوه یه سری دیگه، فکر می کردیم که کاملن مشخصه! بعد دیدیم نه نیس!!!!) جبهه مقابل هم (فکر می کردیم و عقل می گفت که قاعدتن) مال دشمنان اسرائیل هست؛ حالا همه دشمناش دیگه. یعنی کجا ها؟ خب یعنی حماس، حزب الله و ایران حتی. اینا که (فکر می کردیم!) مشخصه. حالا سوالی که پیش میاد اینه که آبی داره با قرمز گیم میزنه، اون وقت زن و بچه مردم وسطن؟!!! یعنی زن و بچه مردم طرف حماس و حزب الله و ایران نیستن؟!! پس یعنی حماس و حامیانش دارن الکی گیم می زنن؟! کاری به مردم اون وسط ندارن؟! فقط می خوان توپو بفرستن زمین حریف؟!!!! آره؟! خب شاهکار نیست الان این؟!!

بعد حالا اینا که نیازمند شاخ نیست. قضیه به طور عقلانی به موضع گیری و اعتراض می رسه. رسانه های دیگه اعتراص می کنن، دانشجو ها اعتراض می کنن،  نماینده های مجلس اعتراض میکنن، حتی صادق زیبا کلام هم موضع می گیره!، همه می گن بابا زن و بچه مردم اون وسط چیکار می کنن؟! اگه طرف حماس و حزب الله و ایران طرف مردم نیستن، اگه مردم وسط هستن و یه طرف میز نیستن، پس اصلن مقاومت یعنی چی؟! چطور مقاومتیه که مردم توش نقشی ندارن و اون وسطن؟!!! پس ایران و حماس و حزب الله و این همه مردم که هزار هزار میان راهپیمایی در ساعات مختلف تو دنیا، کدوم وری ان الان!

باز اینام شاخ نداره ها. شاخ از وقتی رو سر آدم «سبز» میشه که این توضیحات رو می بینه از سوی خود روزنامه آرمان!  که برمیداره کاریکاتور رو توضیح میده. حالا چی میگه؟!!! میگه اونا که اون ور میز روبروی اسرائیل هستند، آنهایی نیستند که روبروی اسرائیل هستند! گرفتی؟ پس کی هستن؟ استکبار جهانی هستند! (بازی برد-برده آقاجان)

حالا سوال پیش میاد: 1. چرا خود اسرائیل جزو استکبار جهانی نیست؟!!! 2. به قول توضیحات لینک آرمان، روبرویی ها حامیان اسرائیل هستند. (حالا مصــــلن دیگه. باشه.) خب پس چرا روبروی هم اند؟ چرا با هم می جنگن؟ چرا مشغول «بازی کثیف» هستند؟! چرا تنیس بازی می کنن که قانونش خوابوندن توپ تو زمین حریفه. یعنی اون روبروییه حریف نیست؟!! رفیقه؟! الان چی شد دقیق؟!

خب حالا گیریم که مثلن باشه شمام خواستی بگی که استکبار جهانی و اسرائیل (که با هم فرق دارن البته!!) ملت غزه رو ریختن وسط نقشه جهانی و دارن وسط نقشه جهانی گیم می زنن. «توپ شان هم بمبی است که مردم غزه را تهدید می کند» یعنی ما می گیم که شما خواستی اینو نشون بدی. حالا چه موضعی گرفتی آرمان جان؟ اومدی گفتی اگه اعتراضی به این کاریکاتور شده، به دلیل اغراض سیاسی و هوی و هوس بوده و نفس اماره دستور داده و اینا!

الف) یکی از دلایل اصلی و مهم و بسیار بسیار بسیار واضح اعتراضات (از مخاطبین طیف های مختلف) اینه که جناب روزنامه آرمان، شما تمام موضع گیری ات درباره غزه، محدود به  همین چند تا کاریکاتور بوده عزیز من! شما اصن حرف دیگه ای نزدی که بخواد موضعتو مشخص کنه! بدیهیه که یه کاریکاتور بخواد این همه حرف توش بیاد! وقتی سکوت می کنی، یه کاریکاتور میشه تمام تریبونت! این جاست که یه سوتی، یه سوژه، یه ابهام (در خوشبینانه ترین حالت) به چنین چیزایی منتهی میشه! چون تمام چیزی که مخاطب از شما می بینه همین یه قاب 20 در 30 کاریکاتوره! بله جانم! بهتره اگر میخوای از اون روزنامه صفحه رنگی چند صفحه ای، تنها تریبون موضع گیری درباره مهم ترین اتفاق جهان اسلام رو یه کاریکاتور قرار بدی، حداقل خیلی خیلی حرفه ای تر  کار کنی. شما که تیتر حرف های معصومه ابتکارت از تیتر غزه ات بولد تره، چطور انتظار داری کارت زیر نقد نره؟!

ب) موضع گیری طیف های متفاوت (از روزنامه نگارهای هم طیف خودت تا زیباکلام هم کیش خودت تا من نوعی یا من دانشجو که ربطی به این طرفی و اون طرفی ندارم) به دلیل حساسیت بالای موضوعه. شما برای موضوع به این مهمی، یه کار غیر حرفه ای کردی. بهترین حالت قضیه اینه که کارت ابهام داشته. حداقل از اون همه(!!) اخلاق حرفه ای و خلاقیت و فلان و بهمان استفاده می کردی و یه کار موندگار ارائه می دادی. (موندگاری مثبت البته. نه موندگاری منفی. که مطمئنن همین کاریکاتور فوق الذکر هم در اذهان باقی خواهد ماند! شک نکن!!)

ج) گیریم اغراض سیاسی باعث شده مخالفین فکری شما بیان اینطور جلوی شما (کاملا مستدل) موضع بگیرن. گیریم اونا خواستن شما رو خراب کنن. شما چرا ورداشتی اینطور یهو بازخورد دادی؟! اگه شما کارت حرفه ای بود و اونا کارشون غیر حرفه ای و مغرضانه و امر نفسی بود، پس چرا پی گرفتی؟! آیا دلیلش غیر از اینه که دیدی اوضاع داره جدی میشه و مجبوری یه واکنشی نشون بدی تا خدشه دار نشی؟! غیر از اینه که اگر حرفی هم زدی واس این بوده که خودت رو مبری اعلام کنی؟ اگر حرف بی پایه بود شما چرا انقدر غیر حرفه ای شدی یهو؟! مگه در طول این همه سال، جبهه های مخالف شما کم در برابر تون موضع گرفتند؟!(و شما نیز!) مگه اولین باره! چطور شد؟ وظیفه خود دانستی از این مهم رفع ابهام کنی؟! این حدود سی روز نیازی به موضع صریح نبود؟کار با چند تا عکس و کاریکاتور حل می شد؟ وظیفه شما نیست که در برابر بزرگترین اتفاق حال حاضر جهان اسلام موضع بگیری این همه مدت، بعد حالا در برابر مخالفین خودت موضع می گیری؟!! مخالفین که همیشه  به زعم حرف شما آماده پرونده سازی از روی هوی و هوس هستن! دیگه این بار چرا؟! چی شد که بعد از یک ماه به خاک و خون کشیده شدن مردم وسط میز تنیس، تازه رفتی رو دور موضع گیری و این شکلی شدی؟! خبری شده؟! احساس ترسی عارض شده؟!

د) بماند که اولین تیتر غزه ای ات رو کلید زدی: دفاع از خودت در مسئله غزه! بماند که تمام پرونده استدلالاتت همین چند تا عکسی هست که زیر همین تیتر زدی! یکی بیاد رسالت روزنامه رو برای من تدریس کنه لطفن. یکی بیاد به من بگه روزنامه دقیقن چیکار می تونه بکنه تو یه جامعه.

د) من قسمتی از متن خود روزنامه آرمان را اینجا کپی میکنم: «شایسته است رسانه‌های مدعی ارزش‌مداری به جای استفاده‌های ابزاری از مفاهیم ارزشی برای رسیدن به منافع شخصی و جناحی خود به معنای واقعی در خط مقدم دفاع از آرمان‌ها از جمله حمایت از ملت مظلوم فلسطین انجام وظیفه کنند که این کمک والایی به جبهه مقاومت است.»

خب. سوال: روزنامه آرمان برای جبهه مقاومت چه کرده؟

1. تیتر معصومه ابتکار را بلد کرده.     2. کاریکاتور کشیده.     3. هر دو      4. هیچکدام

 

خدایا... آمین.../

 

 

+ به روز رسانی: تکذیب شده!  «نکو: عملکرد شفاف(آرمان)گویای این واقعیت است»

  • ...:: بخاری ::...