بخاری

می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق...

بخاری

می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق...

 

 

+ لطفا درباره این تصویر بنویسید.

+ صدقه اینترنتی

+ صندوق خیریه همت

 

  • ...:: بخاری ::...

نظرات  (۶۱)

  • حسین بوذرجمهری
  • سلام
    میشود یک متن کامل بر ضدّ این ضرب المثل مشهورِ و چندش آور «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است» نوشت و این عکس را ضمیمه اش کرد.
    راستی. شرمنده ام. فروش رفته است!
    پاسخ:
    سلام.
    نیاز به نوشتن متن نیست. فاطمه زهرا(س) یک جمله خیلی خیلی خیلی کامل دارد: الجار ثم الدار.

    قسمت ما نبود لابد :)
    بعضی ها بفهمن
    پاسخ:
    اون که آره.
    من میترسم خودم جزو اون بعضیا باشم.
    سکوت میکنم
    خود عکس داره حرف میزنه اخه
    پاسخ:
    راس میگی عطیه.
    خداییش.
    دمش گرم. . .
    پاسخ:
    دم فهیم قضیه گرم.
  • یاسمن هرندی
  • معصوم...
    پاسخ:
    :)
    دلت بس که مهربونه یاسمن بانو :))
  • یکی از برابچ
  • سلام علیکم جمیعکم
    اگر اینها بچه های پایتخت بودند، تنها توجیه این بود که ایندو از باب کودکی، فرق پول با بقیه چیز ها را نمیدانند یا اینکه بعد از انداختن پول میخواستند سوارش شوند؛
    ولی اینها احتمالا از اهالی شهری جنگ زده باشند، پس احتمالا تمام مغازه های شهر موشک خورده است...
    و من الله التوفیق
    پاسخ:
    ؟!
    چ جور تحلیلیه!!؟!
    چرا بچه های پایتخت نباید فرق پول با بقیه چیزها رو ندونن؟
    به نظرم بچه های پایتخت موشک خورده ترن.
    به کوتاهی قدم نگاه نکن روحم به آسمان می رسد:)
    +عالی
    پاسخ:
    عزییییزم :)
    این عکس را باید بفرستند برای مسئولیت کمیته امداد،بلکه پایه های این صندوق ها را کمی کوتاه تر کنند...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    قربان قد و بالایشان باید رفت..!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    هوای قد بلند تو می کند دل من
    تو عمر کوته من بین و آرزوی دراز...
    پاسخ:
    شعرتون بسیار چسبید.

    مشکل اگه پایه صندوق بود که با ی اره حل میشد. مشکل اونیه که الان با تبرم حل نمیشه...
  • دختر طوفانی
  • سلام
    ممنون ک ب یاد ما بودین
    والا ما چند هفته ست درگیر این جیز بوکه بی همه چیزیم...انشالله دوباره برمیگردم
    یاعلی
    پاسخ:
    سلام.
    اون بوکا به کسی وفا نکرده!! بیا همین بلاگ بنویس بابا.
    :)
    یاعلی.
    یه نفس عمیق
    فقط همین...
    پاسخ:
    عی بابا. چی بگم

    سلام!!!!
    آخییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!!!!
    شخصا یه تنه قربون قد و بالای جفتشون برم!!!!
    بابا یه فکری به حال دل من یکی بکن بعد هی عکس این بچه ها رو بزار در جریانی که!!!!!!
    تازشم قربون نگاه تک تک بچه های اینجا منم که کلا مبرام از این تهمتا اما خوب بچه های به این خوبی و نازی چشم میخورن خوب آقا !!!!
    به نظرم باید اینو قاب طلا بگیریم بزنیم یه جا که صبح تا چشتو باز کردی به جمالشون روشن شه به خدا کلی درس داره توش!!!!
    ماه بانو بازم تبریک!!!!!
    یعنی الان خوبی دیگه دقیقا متوجه شدی چه خبره نه؟!!!!!!
    عیب دستخط دوست منم نکن د هههههههههههههههههه!!!!!!!!!!!!!!


    پاسخ:
    تبریکتون دریافت شد خخخخخخخخخ
    آره قابو خدایی خوب اومدی.قاب خوبی درمیاد ازش.
    خب بده دیگه!! حالا الان فک کن دانشجوی ارشد اینطوری جطوه بنویسه! زشته بخدا خخخخخخخخخخخخخ
    (اعتماد به سقف!!)
    :)
    - حسین، حسین، مامان که برمی گشت، گفت برید این دو تومنیه رو بندازید صندوق صدقات، گفت نبینم باش بستنی خریده باشینا، مال حرومه، اگه بخوریدش خدا باهاتون قهر می کنه
    - من می خوام برم با بچه ها فوتبال بازی کنم
    - مامان دعوات می کنه ها، گفت با تو برم
    - خب باشه بریم
    .
    .
    .
    - قدم نمیرســـــه، کمکم کن حسین
    - باشه دمپاییاتو در آر برو رو پشتم. مواظب باشی نیفتی ها زهرا.
    - مواظبم
    .
    .
    - انداختم، بریم
    - زهرا بیا تا خونه مسابقه بدیم، هر کی اول شد اون فردا میره تو پارک، اون یکی میره رو پل، باشه؟
    - نمی خوام تو از من قوی تری
    - جر نزن دیگه، قوی نیستم، باشه؟
    - باشه
    یک دو ســــــــــــه
    .
    .
    .
    و تا خانه با هم دیویدند، مثل شهاب سنگ هایی که در آسمان شب می سوزند، می درخشند و محو می شوند... زهرا برنده شد....
    حسین لبخند معناداری می زد

    پاسخ:
    زهرا و حسین شما اندازه بچه های این عکس مهربون بودن. بازیشونم مهربون بود :)
    ممنون سرتونین.
    (راستی شما چرا انقد غمگینید؟)
    تبریک :*

    بسیار تبریک ؛
    امیدوارم روزی برسد که شما بمن تبریک بگید
    (اینم یه نمونه ی بارض از یک بچه پررو ؛چیز دیگری لازم ندارید؟! ) !

    دستخط؟ هوووم ، دختر نباید ! همین D:
    پاسخ:
    قربان شما!
    ان شالله بله :)
    پررو چرا خخخ
    بنده خدا بخاری بابا حالا انقدام بد نبود! همون قد بد بود!
    تبریک ؛
    بسیار تبریک :*
    امیدوارم زمانی برسد که شما بمن تبریک عرض کنید !
    / یک نمونه ی کمیاب از یک بچه ی پررو ، P: /

    هووم ؛ دستخط؟؟ یک دختر نباید ! همین D:
    سلام. بری خوندن داستانم منتظرتم عزیز.
    پاسخ:
    سلام.
    نبودم تا همین الان. حتما خدمت می رسم.

    لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون
    اصل ایثار یعنی اینکه از اون چیزی که بهش نیاز داری ببخشی...
    نکته دیگه ، آموزش نیکی به کوچکترها ( شاید دست پسر بچه برسه ولی خواسته با اینکار نوع دوستی رو خواهر کوچکترش یاد بده)نکته های دیگه بصورت خلاصه؛ پشتکار ،همکاری و تعاون در رسیدن به هدف و ...
    از دیدگاه کلان هم شاید ضرورت توجه بیشتر به معیشت اقشار ضعیف تر و ...

    درپایان یک نگاه بدبینانه: بخاری به اینها گفته بیان این ژست رو بگیرن در عوض دوتومانی مال خودشون ... ( من چقدر بدم ...)
    پاسخ:
    بخاری خودش این عکسو اتفاقی تو ی سایت دیده :)
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به یعقوب کربلا:
    چشم چشم و حتما.
  • مـ ـحـمـد مـهدـ یـــ
  • به اینا می گن داداش و آبجیــ
    پاسخ:
    :)

    سلام بر بخاری
    تبریک و هزاران تبریک
    خوشحال شدم فهمیدم قبول شدی
    خوش ب حالت ک بازم میری قم........
    پاسخ:
    قربانت عزیزم :) جای شما خالی واقعن :|
  • محمدصادق برجیان
  • زائری بارانی ام، آقا به دادم میرسی؟
    بی پناهم، خسته ام، تنها، به دادم می رسی؟
    گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام
    ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی؟
    .
    .
    .
    "در حرم نورانی آقا، نائب الزیاره و دعاگوی شما خواهم بود"
    پاسخ:
    متشکرم شدیدنننن نیاز دارم

  • محمدصادق برجیان
  • شکستن کمر مردم برای کار خیر!
    پاسخ:
    بابا شوخ!! خخخخخخ
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به من، بی تو:
    جاااااااااااااااااان ؟!!!
  • ...::زرافه ::...
  • خب دوستان تمام نکته هاى اخلاقى موجود رو فرمودن تقریبا و من جسارت نمیکنم دیگه. فقط یه نکته مغفول موند و اونم اینکه وقتى خواستیم بریم رو کمر یکى دیگه، کفشامونو درآریم:دى!
    حالا دور از شوخى ولى واقعا عکس زیباییه.واقعا...و سرشار از حرف و نکته...
    پاسخ:
    ممنون از نکته سنجی جنابعالی!!
    و خب بله واقعن. خودم خیلی تحت تاثیر این عکس قرار گرفتم.
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به معمار:
    گرایش فلسفه.
    جدیدالتاسیس. البته کاملن متفاوت با مباحث آموزشی فلسفه است. ی رشته کاملن کاربردی. در مقابل فلسفه که نظریه.
    بله بابت ارشده :)
    و دستخط مربوط به ارشد نیست! نتیجه گیریتون کاملن درسته! ربطی به هم ندارن خخخخ :)
    فقط یه چیز این عکس برام جالبه
    پسر به خاک نشسته برای ترقی دختر (از هر نظر)
    دختر دمپاییش رو درآورده که پسر خاکی نشه (این هم از هر نظر)
    صندوق صدقات و پول ، از نظر من بهونه ست
    پاسخ:
    آهان. ینی کمکشو گرفتی نه صدقه شو. ی همچین چیزی به نظرم.
    بش فک کرده بودم چند لحظه ای رو. اما به نظرم صندوق صدقات تو این عکس "ابجگت" تر از اونیه که نبینمش!! :)
    تو دنیا خیلی چیز ها هست که به سختی دیده میشن و مهمتر از چیز هایی هستند که در اولین نگاه به چشم میان.
    تو میگی صدقه آبجگت تره؟
    میشد عکس یه صندوق صدقات خالی هم گذاشت نه؟
    ولی این عکس به نظرت یه ویژگی نسبت به هر عکسی که از صندوق صدقات گرفته بشه، داره. و اون دو کودک هستن. عملی که اونا انجام میدن. من فکر میکنم اگر به جای صندوق صدقات یه بچه زرافه قرار داشت از ارزش این عکس هیچی کم نمیشد. پس صندوق ک سوژه ی فرعیه. بپا فرعات درشت نما فریبت ندن که اصلیات ریز نما از دستت برن.
    این نظر منه
    پاسخ:
    به نظرم نمیشد عکس صندوق صدقات خالی گذاشت.
    من عکسو قسمت به قسمت نمی بینم. اگه صندوق صدقات خالی اینجا بود واقعن باز همین معنی رو میداد؟
    اگه عکس زرافه جای این بچه ها بود واقعن باز همین معنی رو میداد؟!!
    فکر نکنم.
    واقعن اینطور فکر نمیکنم.
  • حسین بوذرجمهری
  • سلام
    توی اون یکی پست که نذاشتین نظر بدیم
    تبریک میگم. دعا کنین ما هم ارشد قبول شیم. به قول شما، خخخخخخخ!
    یاعلی
    پاسخ:
    سلام!
    ع؟! چشم! ان شالله خیرتون تو قبولی ارشد باشه :)
  • محتسب دربار
  • عکس جالبیه
    یایدم باشه ازشون یادبگیرم!
    پاسخ:
    :)
  • حسین بوذرجمهری
  • Happy New FONT !!!
    پاسخ:
    with 1000 thanks to bande.blog :)
  • *** رک و راست ***
  • دمشون گرم.
    ولی پسره که قد بلند تره.
    اون چرا پول رو نمی ندازه؟ دیگه این همه زحمت هم نداشت...
    دختره خواسته توی ثوابش شریک باشه.

    یاعلی
    پاسخ:
    خب پسره قدش بلندتره اما بازم نمیرسیده. نخواسته برو رو کمر دختره وایسه.
    یه عکس ساختگی

    و یه احساس ساختگی و غیر طبیعی همراهش
    پاسخ:
    نظر شما محترم.
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به حمیوث:
    - سلام عزیز! :)
    - داستان خوبی میشد :)
    - من طرفدار مدیریت ایشون نیستم. من صرفا از شخصیت ایشون دفاع کردم گاهی. اون هم دلیل خاصی نداره! جاهای دیگه از شخصیت افراد دیگه دفاع کردم خب|!!|
    - درباره گیر ایشان به سایز عکس و خطوط، این هم جزو وظایف ایشان است.(البته نه همه آن) حالا اینکه بقیه وظایف ایشان چیست، خب می شود حرف زد درباره اش. اصلن خود شما پیشنهاد بدهید. به خودش نمی توانید به من پیشنهاد بدهید من از طرف خودم ارائه می کنم! (حالا مثلـــن) اما اینکه ایشان از داستانی خوشش بیاید و شما خوشتان نیاید، خب به نظرم ایشان سلیقه شان را شخصی می دانند مثل هر آدم دیگری! من خودم گاهی با ایشان همنظر بوده و گاهی هم نبوده ام. چرا باید فراموش کنیم که ایشان هم مثل بقیه ما هستند و نظر خودشان را بیان می کنند. همین نیست؟؟
    - درباره پست های با نظر بسته و آمار کم هم باید بگویم بله دقیقن همینطور شده. و دلیلش هم به نظر من این است که بچه ها سعی می کنند نشنوند.(من از این ناراحتم) خیلی سعی می کنند نشنوند.نه به خاطر اینکه جنبه نقد ندارند. نه. دقیقن به خاطر اینکه کاملن متوجه هستند که نقد نمی شنوند. هر کس می آید حسش را می گوید و میرود. حسش آن چیزی نیست که نویسنده خواسته، پس نویسنده یا بحث می کند و خسته می شود، یا بحث نمی کند و خسته می شود! و در هر دو حال نظرات بسته می شوند...
    - نظرات من... اوایل حرف می زم از داستان ها اما به چند دلیل، دیگر نه. یک اینکه کلی وقتم برای نظر می رود و آخرش بلاگفای محترم نظرم را می بلعد به دلیل نامعلوم. دو اینکه دوستانی هستند که نقد داستان را نمی دانند. من چند سال است ویرایش می کنم. یکی دو سالی هم هست که نقد می بینم و نقد می خوانم. منتها هنوز می ترسم از نقد کردن. اما برخلاف من، هستند کسانی که نقد را "حس خوب" یا "حس بد" یا "عدم انتقال حس" می دانند. و به نظرم خسته می شوم و حق هم دارم که خسته شوم از وسط این حرفها نثد به داتان نوشتن. ترجیح دادم زیاد از داستان حرف نزنم. حس کنم و حسم را بگویم. اینطوری ـ متاسفانه ـ بیشتر با نویسنده ارتباط برقرار کرده ام! ورگنه دلیل دیگری ندارم. نه خسته شده ام از خواندن و نه خسته شده ام از نوشتن. نه تکراری است و نه قصد کنار کشیدن دارم. بخاری همیشه روشن هست همه جا. منتها باید دید طرف مقابل چقدر اهل سرما و گرماست.
    - خدا را شکر شما از کس گله داشتید که سر به ما زدید :) ;)

    یاعلی.
    حقایق تشنه موجن٬
    وگرنه جزر و مد کافیست

    پاسخ:
    خانوم دودی :)
    سلااااااااااااااااام
    وااااااای چه خووووب!
    خب اینجوری که کمرش میشکنه! اونم از بچگی! :(
    پاسخ:
    ته تغاریا همشون مهربونن :)

  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به یاسمن هرندی:
    قربان شما.
    شرمندگی؟ خدا نکنه عزیز... :(
    آهنگ وبت رو میخوام
    بهم برسون
    لطفا
    پاسخ:
    وب من که آهنگ نداره خانومم....
    منظورتو متوجه نشدم... :|

    00000
    اگه منظورت آهنگ بلاگ قبلیه، بفرمایید:
    http://music.up-is.ir/dl17/1375065542.mp3
    سلام بخاری جونم:)
    و :( عکس پره از حرف که!ولی خب صدقه دادن خیلی خوبه!ولی من؛صدقه نمی دم،عوضش پولِ صدقرو که ازش نامطمئنمو میریزم تو قلک محک که از مطمئنم:)
    بله!
    پاسخ:
    سلام بر رها :)
    آره منم معمولن یا محک یا حداقل همین صندوق صدقات که میرسه به کمیته امداد. بقول شما اگه به مامورش اعتماد کنم.
    خدا محتاج نکنه کسی رو. :(
    سلام.
    فونتت رو دوست دارم.
    اصلا همه چی ایرانی و فارسیش بیشتر می چسبه.
    خوب کردی،به بیانم بیشتر میاد.
    پاسخ:
    :) آره خودمم همین نظرو دارم.

    سلام
    چرا بخاری واسم جالب بود
    تصویر زیباییست اگر انسان دلش صاف باشد یقینا باید کمی چشمانش خیس شود

    بروزم با:
    منوچهر [سید احمد] پلارک یکی از شهدای جنگ است که بیست سال‌ است برخی رسانه‌ها ادعاهای عجیب و اغراق‌آمیزی درباره زندگی و مزار وی منتشر می‌کنند.

    چند سالی است که بوی عطر مزار شهید پلارک، برخی را از فلسفه شهید، شهادت و راه و روشی که رفته‌اند، گمراه کرده است. جدای از این‌که بوی عطر از کجا و چگونه می‌آید!!، این‌که این کار باعث شده شهدای والامقام دیگری که در کنار این شهید آرمیده‌اند، از نظرها پنهان بمانند، بحث مهم‌تری است. بماند که مقامات معنوی شهید پلارک نیز، از این آسیب در امان نمانده است.
    ادامه در...
    پاسخ:
    سلام.
    چرا بخاری هم خب الحمدلله. :)
    حق با شماست. واس خودممم قابل تامل بود.

    و این زاویه ای که از شهید پلارک دادید واقعن خوشحالم کرد. دقیقن یادمه اولین بار که مزار ایشون رفتم همین به چشمم اومد. دیگرانی که کنار ایشون هستند واقعن به دلیل کرامت ظاهری ایشون ـ که در جایگاه خودش قابل تقدیره ـ دیده نمی شن. چقد واضحه این مسله... :(
    صدقه قبل از اینکه در دست نیازمند قرار بگیرد...در دست خدا قرار میگیرد..
    این عکس یعنی لمس دستان خدا..........
    پاسخ:
    بسیار زیبا بود.
    اتفاقن فکر می کنم این جمله حدیثی از امام صادق(ع) باشه.(اگه اشتباه نکرده باشم)
    از مرحوم بهجت هم این جمله رو به نقل شنیده بودم.
    ان شالله متوجه باشیم.

    ای بابا خب داشتی میومدی شهر ما یه خبری چیزی میدادی بخاری عزیزِ جان:)
    اتفاقا ما هم اومده بودیم شهر شما:))

    چه حسن تصادف جالبی!
    دلمان هم برای شما تنگ شده هاااا!! شعله بخاری رو یکم زیاد کن! دستامون گررم بشه:دی
    پاسخ:
    یعنی شما اهل قمید و اومدید نوشهر؟! :)
    چ بامزه!

    شعله بخاری مال دل شما.همش :)
    سلام
    به روز نمیکنید؟
    پاسخ:
    سلام علیک.
    :|
    بخاری فدای چشم مخاطب محترم. وقت کم آوردم مقداری، محض کارای این دانشگاه جدید و دانشگاه قدیم.
    حتمن. چشم.

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    ببخشید.
    همه ببخشید.
    مسئولیتم یادم رفت. بابت سهل انگاریم عذر میخوام.(+بغض)
  • ارمیا(یی که د.وست دارد نبی باشد...)
  • سلام
    بخشیدن دل میخواهد نه دارایی...
    الذین ینفقون مما تحبون.
    اون عکس رو نمیشه با کلمات رسوند ولی هرچند کوتاه و گذرا باید گفت و سرود تا در تاریخ بماند...
    راستی دوس داشتم ادامه جمله بالا متن بنویسم گفتم جمله رو حیف نکنم فک کنم کوتاه باشه بهتره.
    التماس دعا از همه دوستان...دعا میکنم خدا برایمان دلی به وسعت محبت خویش دهد تا بتوانیم خود را با تمام وجود این چنین خالصانه در طبق اخلاص به محضر قدسی اش صدقه دهیم ...
    برای سلامتی و تعجیل فرج جان جانان مهدی صاحب الزمان صلوات
    اللهم صلی علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین
    پاسخ:
    سلام.
    وای جناب ارمیا شما کجاییید!
    ـ تو جیمیل با اجازه اددتون می کنم. و ستایکل گوگل پلاس، ایضا. (اینم راه ارتباطی! بابا من اینهمه راه ارتباطی گذاشتم تو صفحه «اینجا هستم»! بی انصافی نکنید!)
    می نوشتید هم خوشحال می شدم نظرتونو بدونم.
    دعاتون بسیار دلنشین بود.
    آمین :)

  • به رنگ چادرم
  • چه تامل بر انگیز !
    پاسخ:
    :)
    خانم قدم رنجه فرمودند :)
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به ندآ:
    + سلام خانم گل! ممنون قدمت. مگه اینکه شما احوال ما رو بپرسید تو این نت بی سرو سامون. (شرمنده باید بگم شدیدن فیلم هندی شدم الان)
    + مهم این است که تهران است؟! چ باحال!
    انگلیسی بش میگن تو بردز ویت وان استون! خخخخ
    فارسیم بش میگن ye tir do neshun!! خخخخخخخخخ
    قم درس میخونیم مدرک تهرانو میگیریم!!
    حضرت معصومه دیدن من جنبه تهران ندارم، گفتن بیا کنار خدم باش تو جایی نری بهتره. اعتمادی بت نیست!! فرار میکنی دیگه برگشتنی نیستی!! ;)
    سلام. چقدر شلوغه اینجا!!! :)
    عکس خیلی خوبی بود. پر از حس های خوب. بچه هایی که به ظاهر خودشون نمی اومد خیلی متمول باشن اما داشتن صدقه میدادن. اینش نکته جالب عکس بو به نظرم.
    راستی کنار این لینک صدقه اینترنتی خیریه همت رو هم اضافه کن به نظرم.یه خیریه اینترنتی فوق العاده س. از همه بهتر اینکه میدونی پولی که میدی دقیقا صرف چه کاری میشه و به دست کی میرسه.
    پاسخ:
    سلام.
    شلوغ؟!
    آره منم خیلی این به چشمم اومد. خودشون نداشتن اما داشتن صدقه می دادن. بعضی دوستان اینجا تو نظرات گفتن عکس تزئینیه و خیلی هم مشهود تزئینیه! به نظر من حتا اگه اینزور باشه هم مفهوم خوبی داره.
    بسیار ممنون بابت معرفی صندوق همت. عالی بود.
    ممنون که سر زدید.
    :) یاعلی
    اصلن نمی تونم این فونت جدیدو بخونم...چشام درد می گیره...دعوتید خانوم به هر حال...
    پاسخ:
    چ جالب! کلی طرفدار داشت!
    هومم ما اهل قم هستیم...ایندفه اومدی باس بگیاااا:)
    پاسخ:
    اینم چشم :)
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به معمار:
    دقیقن جدی بود. دقیقن میخواستم همه معمارا مث تو باشن. فحش چرا. کنایه چرا. معمار باید حواسش جمع باشه. به نظر من البته.
    سوال قبلی؟؟
    شما خصوصی می پرسی سوالا تو ذهنم قاطی میشه خداییش.
    اگه اون سوال کفش مال شما بود، آره خریدم اما نه الانا.چطور؟ من متوجه این سوال نشدم :|
    آخی نازی!(._.)
    پاسخ:
    :)
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به حمیوث:
    اولن به خاطر نظر خصوصی عذر. شرمنده. من نمی توانم در نود و پنج درصد موارد در بلاگفا نظر ثبت کنم. مجبورم اینجا جواب بدهم.
    دومن، با نظر شما موافقم. اما خب نمی دانم چرا التفات نکردند. امیدوارم ارتقا پیدا کند. نمیدانم.
    اگر کمکی بود در خدمتم.
    یاعلی.
    میدونی همیشه میگن ای که دستت میرسد کاری بکن ولی بعضی دستشون نمیرسه با این حال از اونایی که دستشون میرسه بیشتر کاری میکنن!
    پاسخ:
    چ بامزه گفتی :)
    نمیای وب ما!خوش میگذره؟؟؟؟
    پاسخ:
    نه بخدا...
    دلم تنگ میشه واس نوشته های بعضیا
    سلام
    از وبلاگ حنان بهت رسیدم
    و وقتی رسیدم دیدک عه!
    تو همون بخاری پاراگراف آبی هستی!
    لینکت کردم خانم کارشناسی ارشد!
    دست راستت رو سر ما!
    وبلاگم :
    http://clarity.blogfa.com/
    بیانم رو هنوز خوب نمی نمی نویسم که آدرس بذارم !خخخ
    پاسخ:
    سلام.
    قابل نداریم بخدا!
    ممنون خانم :)
    دست خدا رو سر همه.
    خدمت می رسیم.
    بیانتم عزیزه. بده آدرسشو.
    یاعلی.

  • دختر بارانی...
  • سلام و خسته نباشید....امیدوارم یاد بگیرند آدمها...بخشش اون دنیا خیلی به درد ما خواهد خورد...بخشیدن را امیدوارم همه بیاموزیم..حتی عزیزترین و دوست داشتنی ترین چیزمان را هم باید ببخشیم..چون این دنیا هیچ ارزشی ندارد...مثل کاه می مونه...ولی متاسفانه کسی نمی فهمد...ممنونم...
    پاسخ:
    سلام و ممنون. خسته که نیستیم ان شالله مونده نباشیم.
    ممنون از حضورت خانم
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به عطیه:
    سلام.شرمنده اون موقع نبودم.
    ادت کردم تو جیمیل خانومم.
    یاعلی.
    سلام

    عکس خودش از هر جمله ای گویاتره

    ...
    پاسخ:
    سلام
    نرگسی برگشت پیش بخاری :)
    سلام
    قشنگ معلومه که ایندوتا از زور بچگی عقلشون پاره سنگ ور داشته
    با توجه به اینکه پسره قدش بلند تره اگه برعکس میشدن قطعا به هدفشون (از هر نظر!) میرسیدن.
    قشنگ معلومه...
    پاسخ:
    سلام.
    خب ینی دختره رو زمین دراز میشد پسره وا میستاد رو کمرش؟
    شما خواهر داری؟!
    خیلی وقت است دستمان به سپر ایمنی هفتاد بلای خدا نمی رسد مگر خودش به ما برسد.
    +
    اتفاقی هم یاد این بیت علیرضا بدیع افتادم:
    ما نیز عاشقیم و سرافکنده پیش عقل
    این ها همه فدای سر قد بلند ها
    +
    یا علی
    پاسخ:
    ممنون بابت شعر اتفافقیتون :) بامزه بود.
    یاعلی



    سلام سلام صد تا سلام...
    هیچ کس نمیتونه بهونه بیاره.همه باید یه کاری بکنن لااقل میتونن مث اون پسر بچه واسطه بشن...
    پاسخ:
    سلام!
    ان شالله اینم یاد بگیریم.
    سلام دخترم .
    واقعا تصویریه که انقد خودش گویاست نمیشه راجع بش چیزی گفت . خیلی خیلی زیباست .
    جمکران و حرم رفتی خیلی یاد ما باش . خیلییییییییی محتاج دعاییم
    پاسخ:
    سلاااااام مااااااااااامااااااانی! :*************
    همیشه یادتون هستم.
    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی