بخاری

می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق...

بخاری

می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق...

 

 

 

+ این عکس از سوریه گرفته شده است.

++ این عکس را گذاشتم که ببینیم با هم؛ همین.

خواستم یادآوری کنم فقط. گفتم وسط بحث ها و شوخی ها و گریه های آیفون فایو  و دلار و نان و نفت و سیاست خارجی و اقتصاد صدقه ای و خوشحالی های برفی و دل آشوبه های شخصی، فقط حواس مان ـ به خدا نه بیشتر، فقط حواس مان  ـ  باشد به یک سری چیزها؛ همزمان.

+++ متشکرم از اینکه عوض یا قبل از حالت تهوع و بالا آوردن و اه و پیف، یک لحظه به این تصویر فکر می کنید.

واقعا متشکرم.

  • ...:: بخاری ::...

نظرات  (۴۷)

  • چشم به راه
  • یک عمر نشستیم و با موضعی انفعالی، هی گفتیم اقا بیا اقا بیا...
    می ترسم از این همه تأخیر...
    پاسخ:
    تاخیر از ماست.
    اصابم خورد شد از حرفت راپا. راس می گی.(ینیمنم که قبول دارم اما از بیانش اصایم ریخت بهم.)

  • یاسمن هرندی
  • ممنون از یادآوری، تلنگر یا...

    درضمن، دل به دل راه داره! :)
    پاسخ:
    مخلصیم!
    خوب آخه بخاری جان . منبع این خون ها چیه؟ قتل عام آدمها؟ یا سلاخی احشام؟
    خود خون به تنهایی منزجر کننده ست. اما چه حسی قراره منتقل بشه؟ در من چه حسی قراره ایجاد بشه؟ خون قربانیه؟ یه حس داره. خون انسان؟ عبور آدمها که به نظر با آرامش هم میاد، اینطور وانمود نمیکنه که این خود ، حاصل سلاخی ه منوعان ما باشن. چه حسی میخوای در من ایجاد کنی؟ که نهایتش به حالات تهوعی که فرمودی ، ختم بشه؟
    پاسخ:
    والا این عکس وسط کشتار تهیه شده اونطور که به من گفتن. تو جریان درگیری های تابستون بود یادمه. که من ذخیرش کردم.توضیحاتم داشت منتها پیگیر نشدم و فقط تصویر رو ذخیره کردم. دقیقن به همین دلیل هم نخواستم اطلاعات دیگه ای در اختیار دوستان قرار بدم. چون ترسیدم با اطلاعات عکس مغایر باشه. صرف این رو می دونستم که از کشتار انسان به دست انسان بوده.
    شرمنده بخاطر کم کاریم.

  • ...:: زرافه ::...
  • می دونین؟ من واقعا بعضی وقتها حس می کنم ما چرا الان نباید تو سوریه باشیم و تفنگ به دست؟ امروز داشتم با بهت به گنبد حرم حضرت سکینه نگاه می کردم...
    پاسخ:
    آره منم دیدم عکسشو. واقعن قبلن از ناراحت شدن تعجب کردم... همون بهتی که شما گفتین به نظرم بهترین معنا باشه.
    خدا به خیر کنه خودش.
    نمی دونم.

  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به عطیه:
    خوشحالم که دوست داشتی.
    بیشتر از اون که خوشگل باشه حس داشت.
    گفتم شاید بشه ازش عکس گرفت.
    که گرفتم.
    شکر خدا.
    سلام....
    از مسلمان نامیدن خودم خجالت می کشم....
    اصلا نمی تونم در مورد این عکس چیزی بگم.....بغض گلویم رو گرفته

    آ....ه بر مسلمانیم....


    خدا آل سعود رو لعنت کنه....
    پاسخ:
    سلام علیکم.
    هم حسیم.


    بابت نظر خصوصی هم بابت افتخاره بدون اغراق. من عاشق این کارم. درحال حاضر کمی وقتم محدوده کمتر میرم سراغش(متاسفانه) ینی گاهی طول می شه که یکیو تموم کنمو برم سراغ بعدی. ولی چشم. حتمن.
    البته اگر تو موضوعات بلاگ گشته باشید ی قسمت کوچیکی رو  هم برای همین کار در نظر گرفتم در حد وسع حال حاضرم.
    اصلن اگه دوست داشته باشید و ایرادی توش نمی بینید از همین پستای بلاگ خودم شروع کنید تا جدیداش رو خودم اضافه کنم و خدمت شما هم باشم.
    نظرتون موجب مسرته.بلاگتون هم.
    یاعلی.
    الحمدلله که عکسه برا من باز نشد که ببینم...!! :(
    پاسخ:
    خیر بوده.
    عکس سرجاشه شما هر وقت دوست داشتید می تویند تشریف بیارید ببینیدش. :)

    ...
    کاش یادمون نره خیلی ها رو و خیلی چیزا رو و خیلی....
    پاسخ:
    ان شالله...
    سلام
    شاید ربطی با مطلب شما نداشته باشد اما.......
    *************
    تنها نجات یافته کشتی اکنون به ساحل این جزیره دورافتاده بود.
    اوهرروزبه امیدکشتی نجات ساحل وافق رابه تماشامی نشست .سرانجام خسته وناامید ازتخته پاره هاکلبه ای ساخت تاخودرااز خطرات مصون بدارد ودرآن لختی بیاساید.اماهنگامی که دراولین شب آرامش درجستجوی غذابودازدوردیدکه کلبه اش درحال سوختن است ودودی ازآن به آسمان می رود.بدترین اتفاق ممکن افتاده بود
    وهمه چیزازدست رفته بود.ازشدت خشم واندوه درجاخشکش زد.فریادزد:"خدایا!چطورراضی شدی بامن چنین کاری بکنی ؟"

    صبح روزبعد باصدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک میشد ازخواب پرید.کشتی امده بودتانجاتش دهد.مرد خسته وحیران بود.نجات دهندگان می گفتند:"خدا خواست که مادیشب آن آتشی راکه روشن کرده بودی ببینیم."
    پاسخ:
    سلام.
    مطلب شما یه خودم ربط داشت ذره عزیز.
    متشکرم.
    سلام....ایام ولادت حضرتش برشما مبارک....

    1*امام حسن عسکری علیه السلام می فرمایند:
    «ما مِنْ بَلِیَّة إِلاّ وَ لِلّهِ فیها نِعْمَةٌ تُحیطُ بِها.»:
    هیچ بلایى نیست، مگر این که در آن از طرف خدا نعمتى است.
    *************
    2*«حُبُّ الاَْبْرارِ لِلاَْبْرارِ ثَوابٌ لِلاَْبْرارِ، وَ حُبُّ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ فَضیلَةٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ زَیْنٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الاَْبْرارِ لِلْفُجّارِ خِزْىٌ عَلَى الْفُجّارِ.»:
    دوستى نیکان به نیکان، ثوابست براى نیکان. و دوستى بدان به نیکان، فضیلت است براى نیکان. و دشمنى بدان با نیکان، زینت است براى نیکان. و دشمنى نیکان با بدان، رسوایى است براى بدان.
    پاسخ:
    سلام.
    متشکر از هدیه های قشنگ همیشگیتون :)
    کم کم دارم شرطیمیشم مث این بچه کوچوکوها که "عیده.الانه که ذره عیدی بیاره" :))
  • منور الفکر
  • حقیقتا دنیا خودش هم نمیداند
    تا کی قرار است حمام خون در کوچه های زمین جاری باشد!
    العجل...
    پاسخ:
    واقعن.واقعن.
  • محمد حسین خانی کوثرخیزی
  • تکان دهنده است
    پاسخ:
    چی میشه گفت.
  • تـــا به تـــا
  • هرجا کم آوردی، حوصله نداشتی، گرفته بودی،
    پول نداشتی، کار نداشتی ، باطریت تموم شد،
    تسبیح رو بردار
    صد بار بگو استغفرالله ربی و اتوب علیه. آروم میشی
    استغفار آثار فوق العاده زیادی دارد و فقط برای آمرزش گناه و توبه نیست .
    پاسخ:
    آورین!
    خدای من...
    تاسف باره!
    پاسخ:
    بله.
    ای کریمه ی اهل بیت!
    چه فضیلتی برتر از اینکه هم دختر امامی، و هم خواهر امام و هم عمه امام.
    وفات شهادت گونه ات بر پدر و برادر و مهدی دلبرت، تسلیت باد.
    پاسخ:
    بر همه دوستان تسلیت باد.
    یکجایی اون وسطای قلب آدم درد میگیره

    دفعه اولی که تصاویر قتل عام سوریه را دیدم ٢٤ساعت پلک رو هم نذاشتم حالم بدجور خراب شد بعد ها تاثیرش کمتر و کمتر شد
    شاید در حد دقیقه،شاید عادی شده بود
    اما لحن این مطلب !واقعا برخورد ما با مسائل خودمون و مصائب دیگران خیلی ناعادلانه است !!!!!
    پاسخ:
    دقیقن توصیف شما از این عکس خیلی خوب بود. اون وسطا ی جایی درد می گیره.
    حس شما رو من وقتی داشتم که تصویر برگزیده نیویورک تایمز رو دیدم از سر بریدن یه پسر جوون شیعه به دست تکفیری ها.
    (عکسش تو صفحه فیس بوکم هست) واقعن منقلب شدم. خواب و خوراک ازم گرفته شده بود. الان بهترم البته. اما به قول شما...
    نمی دونم. خدا به همه رحم کنه.خدا ما رو هدایتمون کنه.
    کاش آدرسی می ذاشتید از خودتون.
    خوش آمدید.

    واییییییییییییییی خداااااااا تا کی؟!!!!
    اینو بزار کنار تصویر اون کودک سه ساله سوری که آخرین جمله قبل شهادتش این بود: همه چی رو به خدا میگم.
    اول یاد سه ساله کربلا میفتی و بعدشم این جوی خون که نشون از خونایی که به ناحق ریخته شده.
    این نهضت شیعه کشی از اول اسلام بوده و ادامه داره. گاهی با این تذکرا یکم به خودمون میایم و ناراحت میشیم اما بازم بزرگترین مشکل میشه مسائل شخصی خودمون.شیعه حتی در بین شیعه هم غریبه و این شده انگار رسم تاریخ.
    کاش هم ما بیشتر به خودمون بیایم هم روشنفکرایی که هلوکاست براشون حقیقته و هواداری از شیعیان سوریه دخالت در امور داخلی کشورها و نتیجتن به ما چه!!!!!!
    پاسخ:
    واقعن خوب اومدی. شیعه حتا بین شیعه هم غریبه...

    نظر خصوصی هم:
    روز اول داری تنبلی می کنی خدا به داد روز آخرت برسه!!من پلاسمو خیلی کم میرم. سر فرصت باید بشینم قشنگ ی دور همه فیس و پلاسو بازازی کنم. خیلی بهم ریخته شده کارام. خیلی هم سرم شلوغه خیلی خیلی خیلی.
    مواظب همه چی باش. مخصوصا درس.
    یاعلی.

    الهی همه از مردن می ترسند و حسن از زیستن، که این کاشتن است و آن درویدن...

    "کلما رزقوا منها من ثمرة رزقا قالوا هذا الذی رزقنا من قبل و اتوا به متشابها، و الدنیا مزرعة الآخرة، جزاء وفاقا."

    "حسن زاده آملی"
    پاسخ:
    حفظه الله.
    سلام بخاری جون !
    واقعا دوسشون دارم!
    مخصوصا اون بچه هاای معصوم و یتیم!
    پاسخ:
    سلام.
    مهربون :)
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به برجیس:
    من تا شیرینی نخورم کلمه ای بیان نمی کنم.
    هر چی هم بگی علیهت در دادگاه استفاده خواهد شد.
    بهرحال.
  • حسین بوذرجمهری
  • سلام
    من فکر نمیکنم این خون آدم باشه. احتمالا حیوون قربونی کردن. چون اون آدمای توی تصویر خیلی راحتن با قضیه.
    ولی در کل دغدغتون صحیحه. حتی اگر این عکس هم مغالطه باشه اینجور صحنه ها قطعا توی سوریه اتفاق افتادن.
    خدا رحم کنه.
    البته بقول شعارهای امروز راهپیمایی:
    we are all ready for the great battle
    پاسخ:
    سلام.
    احساس کردم اون آدمایی که ته کوچه ان دارن می دون. اولین بار که این تصویرو دیدم.
    البته صحبت شما هم صحیحه.
    و البته که مهم نیست تصویر چیه.مهم اینه که همه می دونیم عین این تصویر بارها تو سوریه هست. قصد داشتم تصویر برگزیده روزنامه تایمز رو بزارم(که قبلا همینجا ازش حرف زدم.) اماواقعن دلخراش بود خودم اذیت شدم چ برسه به بقیه که قراره ببیننشاینجا. این شد که گفتم من باب نمونه این یکی جایگزین بشه.
    we are all revelutionist

    علیک سلام
    شیرینی از چه بابت؟اگه یونی میگی که شما در اولویتی اگرم اون قضیه رو میگی که یه ذره رنجیدم (از خودم نه تو) راستش فک میکردم فراموش کردی هرچند به شدت بعیده ازت!!!
    معمولن این ساعتا برام جذاب و شیرین نیس و به شدت از خودم عصبانیم در واقع تنها بخش جالب این ماجرا،نه لفظش، اهمیتش برا بقیس که نشونه خوبیه برام و میتونه یکم عصبانیتمو کم کنه و بم آرامش بده
    بعدشم اگه جدن اینه که خداییش نباید در پاسخ به من مینوشتی هاااااااا!!!!!!!
    الان روت میشه جدن میخای دادگاه هم تشکیل بدی آیا؟!!!!!
    بابا خرج اس رو هم رو شیرینی خشکه حساب میکردمااااااا
    بهرحال ممنون نه خیلی ممنون
    به شدت خاص بود و غافلگیرم کرد
    البته اگه درست حدس زده باشم!!!!!


    پاسخ:
    سلام مجدد.
    خدمت شما که شیرینی مال دانشگاه بود.نه اون خبر.(که خودمم خوشم نیومد.)
    ضمن اینکه خودت در اولویتی چون دانشگاه رفتن من کاملن روال عادی داشت ولی ما لشما یی هو یی بود.
    بعله.
    دادگاه همچنان در حال بررسی پرونده می باشد.
    خوددانی.

    کاش حس میکردیم سنگینی مسئولیتمان را در قبال" خون "ها
    پاسخ:
    خون به نظرم تو اسلام خیلی چیز مهمیه.
    مبحث سنگینیه اصن.
    نه ظاهرا بازم نیوفتاد اوکی از طرف شما ب خودم تبریک میگم تولدم رو.
    اینم ب متن کیفرخواست اضافه کن لطفن.
    پاسخ:
    پیام نرسید ینی؟
    عی بابا
    مجدد تبریکات.
    وای خدا
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به منورالفکر:
    ایمیلم که اون بالا هست!
    bokhary.blog.ir@gmail.com
    سلام
    آره
    خواست
    پاسخ:
    سلام.
    ممنون که جوابمو دادید.واقعن ممنونم.واقعن ممنونم.واقعن ممنونم.
  • منورالفکر
  • "به تنهایی تو می اندیشم!"
    دوس داشتید بهم سربزنید
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    پیش میاد...پکیدم ****...رسمی و رسمن.
    پاسخ:
    جات خییییلی پیشم خالیه مهتاب. خیلی.

  • خادم المهدی
  • . . . . و دیگر هیچ !

    + سلام
    پاسخ:
    و علیکم السلام :)
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به برجیس:
    سلام.
    تو مصاحبه آزمون استخدامی حتمن عنوان کن که گزارش کار دادنت عالیه.
    ضمن اینکه برام مهم نیست که این تصمیمو گرفتی. اما برام خیلی مهمه که خودت راضی هستی.
    (یادته روز اولی که باهم حرف زدیم همینو گتم؟ گفتم مهم نیس چ اتفاق میفته اما خیلی مهمه که آدم بعدش چطور میشه. آدم خوبی میشه یا آدم بدی میشه.)
    بخون.خوب بخون.
    یاعلی.
    چه عکسی......دارم خودم رو دلداری میدم که بالای این کوچه یک گوسفند .... اما بعید نیست.....
    پلاک بلاگت خیلی جالبه :)
    پاسخ:
    نمیگی میای سر می زنی من شوکه میشم؟
    (ستاد خود تحویل گیری بروبچز هشتی)
    +پلاک بلاگم به هوای هشتی اینطوریه :) گفتم ست شیم خخخخخ
  • چشم به راه
  • سلام
    با "تاراج"درد این روزهایمان بروزم
    تشریف بیاورید و تسلی دل امام زمان هم درد شوید
    پاسخ:
    سلام.
    اجرتون با خدا.
    خدمت می رسم ان شالله.
    (و راستی بیزحمت ازین به بعد آدرس هم قید کنید لطفا :) دوستان دیگه با آدرستون آشنا میشن)
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به میرزا:
    وسواس فقط حدود 10 درصده. شایدم کمتر. چون کلی تو صف ذهنی دارم.
    ولی وقت نمیزارم منتها.خیلی کم وقت میزارم.

    کامنتام تو بلاگ خودم یا بلاگ خودت؟
    کاماااااااااااااااان
    پاسخ:
    خخخ
    وسط این آشفته بازار
    به ندرت یه اهل دل پیدا میشه
    +
    دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد
    پاسخ:
    مدادمغزی :))))))
    وسط این آشفته بازار چقد این حرفات چسبید.
    بگم الحمدلله دیگه :)
    سلام...

    شهید آوینی ره :

    تا زنده ایم هوشیاریم و هوشیار در خودی خود اسیر است و تا عقل باقی است خود از میانه بر نمی خیزد مگر آنکه شراب مرگ در کشیم که یکسره از عقل و از خود می رهاندمان. این سرّی است که در موه قبل ان تموتوا فاش کرده اند: بشنوید و بمیرید...
    پاسخ:
    سلام.

    +کشت منو این آوینی....همیشه.
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به مداد مغزی:
    تنها کلمه ای که به ذهنم میرسه برای شما بنویسم تشکره. من تشکر میکنم. و مطمئنم فقط شما می دونین که چقد ذوق کردم.

    + نگرانی نداره. خودش زده خودشم میدونه چطوری زده (^_____^) حله. زندگی من همینه.
    +و بابت روضه ممنون :)

    مداد مغزی؟
    خیلی خوبه :) همش همچی خوبه :)))
    سلام
    خب خصوصی نبود
    لابد تیک رو یادتون شده
    در هرحال از نر من که مشکلی نداره
    اگه شما مشکلی دارید بگید پاک کنم
    پاسخ:
    نه همینطوری گفتم :]
    ینی به نظرم رسید خصوصی بوده. بعد الان که اینطور گفتید فک کردم راست میگید. حرفی نیست. یا اگه حرفی باشه هم طوری نیس :)

    واس خصوصی تونم باید بگم:
    + برام عجیبه که ازش مثلن ببرید یا خسته بشید یا بخواید ولش کنید. جایی که میشه بخاطر اون مهم بزرگ دوست داشتنی منتظر حقیقت موند، به نظرم خستگی نداره. انگار من از دفترم خسته شم مثلن. عجیبه.
    بعیده.
    نکنید این کارو. بعدن دلتون بیشتر از الان میگیره. و البته مختارید و البته تر این حرف من صرفن ی پیشنهاد دوستانس.
    اللهم عجل لولیک الفرج...عجل لولیک الفرج.
    پاسخ:
    آمین...
    آمین...
    آمین...
    سلام....

    عکس ها طعم دارند....

    http://zareh.blog.ir/post/353
    پاسخ:
    سلام.
    :))
    اینجا اساساً دیگه به روز نمی شه؟!! :)
    پاسخ:
    ان شالله به روز هم میشه :)
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به ذره:
    این از لطف شماست.
    چشم حتمن. ان شالله.
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به مدادمغزی:
    سلام علیک.
    نمیدونم چ چیزی. می دونستم مینوشتم.
    در حد اینکه نشون. نمیدونم شاید.
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به insane word:
    میدونم ناامیدنیستی. اگه ناامید بودی بت نمیگفتم چ اتفاقی افتاد. با ناامید نمیشه حرف زد. اما با خسته جرا.میشه.
    منم خسته بودم.
    بت گفتم که.
    حسابشم میتونی بکنی... ب قرآن قسم./
  • حسین بوذرجمهری
  • سلام
    نمیدونم تهرانین یا نه ولی هنوز دیر نشده. گفتم اول به شما بگم. از همین امروز هم شروع به ثبت نام کردن. زودتر ثبت نام کنین اگه میتونین:
    http://weblognews.ir/news/38589/%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b5%db%8c-%da%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87/
    پاسخ:
     سلام تهران نیستم ولی سعی می کنم خودمو برسونم اگه به کلاسام نخوره.
    خعلی ممنون :))
  • حسین بوذرجمهری
  • تازشم!
    اکرانش مخصوص وبلاگنویسا و فعالان شبکه های اجتماعیه
    احتمالا میارزه بیاین
    پاسخ:
    تازشم :))
    خیلی سعی می کنم. بازم ممنونم
  • ...:: بخاری ::...
  • پاسخ به ذره:
    شما همیشه خوبید و من همیشه ممنونم. :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی